ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ٨١ - متن رساله زاد السالك
و همچنانكه مسافر صورى تا قوت بدن از زاد حاصل نكند، قطع راه نتواند كرد، همچنين مسافر معنوى تا به تقوى و طهارت شرعيه، ظاهرا و باطنا قيام ننمايد، و روح را تقويت به آن نكند، علوم و معارف و اخلاق حميده كه بر تقوى مترتب مىشود و تقوى از آن حاصل مىشود نه بر سبيل دور بر او فايض نمىگردد، و مثل اين مثل كسى است كه در شب تار چراغى در دست داشته باشد و به نور آن راهى را مىبيند و مىرود و هر يك گام كه بر مىدارد، قطعه از آن راه روشن مىشود و بر آن مىرود، و هكذا، و تا گام بر ندارد و نرود روشن نشود، و تا روشن نشود نتواند رفت. آن ديدن به منزله معرفت است و آن رفتن بمنزله عمل و تقوى «من عمل بما علم اورثه اللّه علم ما لم يعلم، العلم يهتف بالعمل فان اجابه والا ارتحل لا يقبل عملا الا بمعرفة و لا معرفة الا بعمل فمن عرف دلّته المعرفة على العمل و من لم يعمل فلا معرفة له الا ان الايمان بعضه من بعض» كذا عن الصادق ٧[١].
و همچنانكه در سفر صورى كسى كه راه نداند به مقصد نمىرسد، همچنين در سفر معنوى كسى كه بصيرت در عمل ندارد به مقصد نمىرسد «العامل على غير بصيرة كالساير على غير الطريق لا يزيده كثرة السير الابعدا»[٢].
و راحله اين سفر به نسبت و قواى آن، و همچنانكه در سفر صورى اگر راحله ضعيف و معلول باشد، راه طى نتوان كرد، همچنين در اين سفر تا صحت بدن و قوت قوى نباشد، كارى نتوان ساخت، پس تحصيل معاش از اين جهت ضرورى است و آنچه از براى ضرورتست، به قدر ضرورت بايد.
[١] - الكافى ج ١ ص ٤٤، عدة الداعى ص ٧٨.
[٢] - الكافى ج ١ ص ٤٣ ورك: عدة الداعى ص ٧٤.