ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ٢٠٧ - متن رساله الفت نامه
و قال ٦ «لا تباغضوا و لا تحاسدوا و لا تدابرو و كونوا عباد اللّه اخوانا و لا يحل لمسلم ان يهجر اخاه فوق ثلث»[١].
و قال ٦ «المؤمنون هينون لينون كالجمل الالف ان قيد انقاد و ان انيخ على صخرة استناخ»[٢].
و قال أمير المؤمنين «أعجز الناس من عجز عن اكتساب الاخوان و أعجز منه من ضيّع من ظفر به»[٣].
و حكما گفتهاند بعد از محبت الهى كه ذروه مقامات و اصلان و غايت مراتب كمالاست، محبت اهل خير است با يكديگر كه منشأ آن ارتباط روحانى و اتحاد جانى است، نه عارضه نفع عاجل و لذت زايل، و لهذا از شايبه مخالفت و منازعت منزه و از عروض كلال و ملال مبراست، چنانكه كريمه «الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ»[٤] به آن ناطق است.
و نيز گفتهاند كه كمال هر چيزى در ظهور خاصيت اوست، و چون انس طبيعى از خواص انسان است، پس كمال انسان در اظهار اين خاصيت باشد با ابناى نوع خود. و اين خاصيت مبدأ نوع محبتى است كه به مقتضاى تألف و تمدنست و اين محبت با وجود آنكه نزد عقل مستحسن و پسنديده است، شرع نيز در اين باب مبالغه تمام دارد، چون غايت اكثر تكاليف شرعيه، حصول اين محبت و الفت است.
و لهذا شارع امر فرموده كه هر شبانه روزى پنج نماز جماعت گذارند تا به بركت آن، اجتماع، ميانه اهل محله، الفت و مؤانست پديد آمد.
[١] - الخصال ص ١٨٣.
[٢] - الكافى ج ٢ ص ٣١٨، اعلام الدين ص ١١٠.
[٣] - نهج البلاغة كلمات قصار شماره ١٢.
[٤] - زخرف/ ٦٧.