ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ١٠٨ - متن رساله المحاكمة
يا رسول اللّه، فرمود: آنكه بدى رسوا به مسلمانى نسبت مىدهد و لعن بسيار مىكند، هر گاه اهل ايمان مذكور شدند، ايشان را لعن مىكنند و هر گاه مؤمنان او را ذكر كنند، لعن مىكنند»[١].
و در حديث ديگر آمده كه «هر گاه لعن از لعن كننده سر زد، اگر آن كسى را كه لعن بر او سزاوار آن هست به او مىرسد، والا بر مىگردد به لعن كننده»[٢].
و از جمله امور شنيعه اين طايفه آنكه: جماعتى را كه طريقه زهد و عبادت پيش گرفتهاند، و از نعيم دنيا به قليل قناعت كرده و در مأكل و ملبس و مسكن به اقل اكتفا نموده، خود را بر ذكر خدا و تزكيه نفس بسته، و بالجمله افعالى كه در قرآن و حديث بدان ترغيب نمودهاند بجاى مىآورند، به جهت همين افعال آزار مىكنند، و حال آنكه حق تعالى مىفرمايد «وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً»[٣] يعنى آنانى كه مؤمنين و مؤمنان را مىآزارند بىجرمى كه موجب آزار باشد، هر آينه برداشتند بهتانى عظيم و گناهى هويدا را.
و ببايد دانست كه امور شنيعه كه از جهال اين دو طايفه صادر مىشود بسيار است، ليكن هيچ كدام به حدى نمىرسد كه موجب تكفير و جواز لعن شود، بلكه هر دو بر ايمان خود باقىاند، و غيبت ايشان جايز نيست مگر در
[١] - بحار الانوار ج ٧٢ ص ١١٠ طبع ايران: المتفحش اللعان الذي اذا ذكر عنده المؤمنون لعنهم و اذا ذكروه لعنوه از كافى ج ٢ ص ٢٩٠.
[٢] - بحار الانوار ج ٧٢ ص ٢٠٨ عن ابي عبد اللّه( ع): ان اللعنة اذا خرجت من صاحبها ترددت بينه و بين الذي يلعن، فان وجدت مساغا و الاعادت الى صاحبها و كان احق بها فاحذروا ان تلعنوا مؤمنا فيحلّ بكم، از: قرب الاسناد ص ٨.
[٣] - احزاب/ ٥٨.