ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ٢٥٢ - ساقى
|
ازو يك غمزه و جان دادن از ما |
ازو يك بوسه و استادن از ما |
|
شراب
عبارت است از ذوق و وجد و حال كه از جلوه محبوب حقيقى در اوان غلبه محبت بر دل سالك عاشق وارد مىشود و سالك را مست و بىخود مىكند چه، استيلاى آن موجب هدم قواعد عقلى و نقض معاقد و همى اوست كه مبدأ انتشاء كثرت رسمى و نسبت اعتبارى ميشود.
و
ساقى
عبارت است از حقيقت باعتبار حسب ظهور در هر مظهر كه تجلى كرده باشد.
و ساقيان بزم عشق كنايه از سمع و بصر انسان باشد، چه اكثر اسباب مستى از اين دو راه ميرسد و از تجليات [افعالى به جام تعبير مىكنند و از تجليات اسمائى و صفاتى به خم و سبو و از تجليات] ذاتى كه موجب فناى فى اللّه و بقاى باللّه است به بحر و قلزم، و آن ذوق و وجد را كه از تجلى ذاتى ناشى شود؛ كه سالك را از لذت هستى پاكى دهد و موجب فناى او گردد شراب طهور نامند قال اللّه تعالى «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً»[١].
|
شراب و شمع ذوق و نور عرفان[٢] |
ببين شاهد كه از كس نيست پنهان |
|
[١] - انسان/ ٢١.
[٢] - در نسخه كهنه: شراب شمع سكر و ذوق عرفان( ف).