ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ٤٩ - مقاله اولى در بيان شمهاى از حقيقت حال علم و علما
|
هر بوى كه از مشك و قرنفل شنوى |
از دولت آن زلف چه سنبل شنوى |
|
و آن حكمت قدما كه موروث انبياء است، غير حكمت متعارف است كه امروز در ميان متأخرين شايع است، چرا كه تحريفى بدان راه يافته است، و چون آفتاب حضرت خاتم انبياء- ٦- كه در غرب عرب توارى نموده بود، از مشرق قريش طالع شد و زمين و زمان را به انوار هدايت آثار روشن گردانيد، رياض حكمت قديمه از پرتو انوار آن حضرت رونق و طراوتى پذيرفت، و مزارع علم و معرفت از تابش پرتو انوار لطايف آثارش، نشو و نماى تازه يافت، از هر چمنش گلهاى گوناگون شكفانيدن گرفت و بر هر شاخسارى از درخت جمعيتش، الوان بارها بر آورد.
|
هر دم از ين باغ برى مىرسد |
تازهتر از تازهترى مىرسد |
|
جمعى از زيركان امت بزرگوارش كه بر ذمّت همّت خويش التزام متابعت آن حضرت لازم داشته بودند، بوسيله پيروى سنن گرامى آثارش، ظاهر و باطن خويش را به مراقبت و مقاربت، مزين و محلّى گردانيده، محل بدايع حكمت گشتند و از نفس مبارك هر يك، غرايب علوم ظاهر شد، و خصوصا اهل بيت آن سرور، كه جنس انس و زمره ملائكه، به تقرب الهى ممتازند.
و «علم تصوف» عبارت از اين بدايع حكمت و غرايب علوم بلند رتبت است كه السنه سنت محمديه ٦ و شرايع ختميه بدان ناطق گشته.
|
علم التصوف علم ليس يعرفه |
الا اخو فطنة بالحق معروف |
|
|
و ليس يعرفه من ليس يشهده |
كيف يشهده ضوء الشمس مكفوف |
|
[١]
[١] - جامع الاسرار و منبع الانوار ص ١٩٦، ٦٢٢.