ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ٦٩ - مقاله ثانيه در شرح بعضى از احوال پريشانى خود اين دار ابتلاء
بِأَفْواهِهِمْ»[١].
و جمعى از ارباب عمايم كه دعوى اجتهاد مىكردند، و دم از علوم شرعيه مىزدند و در گوشه و كنار باعوام، عليحده مرتكب اين قسم عبادات مىبودند، و سرحب رياست، بدرگاه دار الشفاى جمعيت وصفه صفاى تالف فرو نمىآوردند، و راضى بودند كه از اهل اين آيه باشند كه «إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ»[٢] بلكه از اهل آيه «وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ كُفْراً وَ تَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ»[٣].
و گروهى كه از افق انسانيت به غايت دور بودند، و از دين فطرى در ايشان رمقى نمانده بود، جمعه و جماعات را در نظر عوام، عار و ننگ و مكروه و حرام مىنمودند و ايشان را بر تفرقه داشته، نهى بليغ از اين طاعات مىفرمودند «يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ»[٤].
و بالجمله جميع اجماع نموده بودند كه امر و نهى «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا»[٥] را پس پشت اندازند و دست اعتصام از حبل اللّه كشيده علم تفرقه بر افروزند، افسار تقليد ثقلين را از سر بيرون انداخته فطرت اصلى را سرنگون سازند، به محكمات قرآن و حديث قانع نباشند، و از خود سخنى چند بيهوده نتراشند، نه طبعشان مىگذاشت كه از پى تقليد روند و نه توفيقشان بود كه سوى تحقيق شنوند «مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى هؤُلاءِ وَ لا إِلى
[١] - صف/ ٨.
[٢] - انعام/ ١٥٩.
[٣] - توبه/ ١٠٧.
[٤] - توبه/ ٦٧.
[٥] - آل عمران/ ١٠٣.