ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ١٢٩ - متن رساله راه صواب
مخالف ترجيح نهند، چنانكه در حديث ابن حنظله گذشت.
و اجماع غير معتبر اصلا اعتبار ندارد چه اگر مستندى دارد، آن مستند حجت است و اگر ندارد حجت بودن را نمىشايد و اول كسى كه اين اجماع را در دين [اين] امت پيدا كرد، اصحاب «سقيفه بنى ساعده» بودند كه به واسطه اغراض فاسده و اهواى كاسده بر ابو بكر لعين بيعت كردند و آن اتفاق اهل نفاق، اجماع نام نهادند، حجت خود ساختند بر آن ضلالت، و آن اجماع اصل و پيشواى همه اجماعهاى غير معتبره گرديد در اين امت، چنانكه آن ضلالت اصل و پيشواى همه ضلالتها شد در ايشان، و هر كه بعد از آن خواست كه باطلى را رواج دهد به جهت غرضى، و حجتى از كتاب و يا سنت نداشته، بدعوى اجماع متمسك شد. و اگر كسى مخالفى پيدا مىكرد به آن مدعى اجماعى، اگر امامى بود مىگفت كه آن مخالف كه تو پيدا كرده [اى] معلوم النسب است و مخالف معلوم النسب قدح در اجماع نمىكند چرا كه معلوم النسب به يقين امام معصوم نيست و اجماع به جهت آن حجت است كه مشتمل بر قول معصوم است و نمىدانست كه اشتمال بر قول معصوم را از آن توان دانست كه موافق قرآن يا حديث باشد، هر گاه موافق نباشد يا مخالف باشد چون توان دانست كه مشتمل است بر قول او [؟].
و اگر غير امامى بود مىگفت كه مخالف آن مخالف ثابت نيست يا مىگفت مخالفت شواذ قدح در اجماع نمىكند يا به هر دو مىگفتند كه آن اجماع در عصرى ديگر منعقد شده، قبل از ظهور مخالف يا بعد از آن، پس سخن مخالف اعتبار ندارد.
و هيچ فكر نمىكند كه در اين اتفاق آراى مردمان در عصرى، چون صورت تواند بست و حال آنكه پنج شش كس نادر است كه بر رائى متفق شوند و بعد از تسليم تحقق، چون علم به آن حاصل تواند شد [؟] با انتشار ايشان در