ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ١٤٣ - متن رساله راه صواب
و رسول خدا فرمود «هفتاد هزار از جهودان امت من تابع دجال باشند» و معلوم است كه از اين امت هيچكس به حسب ظاهر و صورت جهود نشد، پس اين جهودى بر معنى و صفت آيد نه بر ظاهر و صورت.
شرط چهارم: آن است كه آن گرويدن و گردن نهادن، از روى علم و معرفت و بصيرت باشد نه از كج فهمى، و اين مرتبه چهارم است از ايمان، و كفرى كه در مقابل اين مرتبه است ضلالت خوانند و آن، آن است كه سخن خدا و رسول خدا را راست بخواند اما معنى را كج فهم كند و در خاطر دارد يا اظهار نيز كند و خلايق را بر آن دارد، و چون [صاحب] بصيرتى پيغمبرى يا عالمى ربانى كه مراد خدا را از سخن خدا فهمد و مراد پيغمبر را از سخن پيغمبر در تواند يافت، آن معنى [كه مراد خدا باشد و آن] اعتقاد كه راست باشد عرض كند، آن اعتقاد كج، مانع اين اعتقاد راست آيد، و آن فهم كج حجاب آن فهم راست شود، و اكثر اين امت به اين كفر گمراه شدند، حق تعالى، همه كس را فهم راست نمىبخشد، و آن، بخواندن و تكرار و مطالعه بسيار نسبت ندارد، چنانكه مىفرمايد «يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً»[١] يعنى مىبخشد حكمت، هر كه را مىخواهد و هر كه او را بخشيده شد حكمت، پس بتحقيق بخشيده شد خير بسيار.
و حضرت امير المؤمنين (ع) مىفرمايد «الا ان يعطى اللّه رجلا فهما فى القرآن» يعنى مگر به بخشيد خداى تعالى مردى را فهمى در قرآن.
و در صدر اسلام اين كفر، در جماعتى جهودان و نصرانيان پديد آمد كه در آفرينش عيسى (ع) چيزى به خطا اعتقاد كردند و چون پيغمبر ما ٦ آن اعتقاد كه ثواب بود بر ايشان عرضه كرد، فهم نتوانستند كرد، پس حق تعالى
[١] - بقره/ ٢٦٩.