ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ١٣٤ - متن رساله راه صواب
امثال خود مىگويند، يا از مجتهدين نقل مىكنند كه معلوم ايشان نيست كه آن مجتهد، آن را از كجا گفته و مستندش چيست و خود چه قسم كسى بوده است، يا مىگويند اين مسئله اجماعى است يا فلان فقيه در فلان كتاب گفته كه اين اجماعى است و نمىدانند اجماع چه معنى دارد و علم به آن چگونه حاصل مىتواند شد و مستند آن در اين مسئله چيست و كدام است، و اكثر علما تابع محدثات امور و بدع مشهور نزد جمهورند چون در اعمال و اخلاق ايشان نظر مىكنى اثر بعيد و مباين اعمال و اخلاق منقوله از اهل بيت (ع) مىيابى و هرگز پرواى دانستن سيرت ايشان ندارند و اگر حرفى از آن مقوله به گوش ايشان رسيد، مىگويند ايشان معصوم بودهاند ما كجا و تشبه به ايشان از كجا و همانا در شأن امثال ايشان گفته آن كس كه گفته «جمعى افسار تقليد از سر بيرون انداخته فطرت اصلى را سرنگون ساختهاند، نفى اوليا و درويشان بسيار كنند و هر چه به گوش ايشان برسد انكار كنند، به ظواهر نبوت و توابع آن قانع نباشند و از خود سخن چند بيهوده تراشند، نه طبعشان گذارد كه با سر تقليد روند و نه توفيقشان باشد كه بوى تحقيق شنوند «مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى هؤُلاءِ وَ لا إِلى هؤُلاءِ»[١].
|
از بهر فساد و جنگ جمعى مردم |
كردند به كوى گمرهى خود را گم |
|
|
در مدرسه هر علم كه آموختهاند |
في القبر يضرهم و لا ينفعهم |
|
و علامت عوام ايشان آنست كه در اعمال و اخلاق تشبه به امثال ايشان كنند، و مسايل دينيه خود را از ايشان فرا گيرند و محبت ايشان ورزند و خدمت ايشان كنند و در قيامت با ايشان محشور خواهند بود، و هر كه از علما و عوام به
[١] - نساء/ ١٤٣.