قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٠ - ويژگىهاى سد مأرب و سازنده آن
بود، نه در بقاياى سد. تاريخ آن نيز به سال ٢٧٠ پس از ميلاد بر مىگردد.[١]
بدين سبب ما انتقاد خود را متوجه استاد احمد موسى سالم مىكنيم كه چرا وى ذوالقرنين قرآن و سازنده سد يأجوج و مأجوج را «شمر يرعش حميرى» مىداند؟[٢]
انگيزه وى براى اين كار، تعصب نژادى است و مىخواهد همه شخصيتهاى بزرگ را از آنِ قوم عرب كند؛ گرچه با واقعيت منافات داشته و با تاريخ، معارض باشد.
استاد سالم از اين خشمگين شده است كه برخى ذوالقرنين را از ايران، يونان يا رم مىدانند، نه عرب! وى ديده خود را بر روى حقايق بسته و تنها مايل است او را عربى از يمن بداند. چنين تعصبهايى، زشت و زننده است و با عصرى كه ما در آن زندگى مىكنيم، سازگارى ندارد؛ عصرى كه در آن، حقايق آشكار شده و درباره تاريخ گذشته، ابهامها برطرف شده است.
چگونه استادى كه در عصر اطلاعات زندگى مىكند، ديده فرو مىبندد و از پژوهشهاى نوين- كه دلالت دارد سدهاى بزرگ كهن، چه سد آهنى در كوههاى قفقاز و چه ديوار چين يا سد مأرب، همگى پيش از ميلاد ساخته شده است- خود را به دور مىدارد و سدى را كه قرنها پيش از ميلاد ساخته شده، به فردى نسبت مىدهد كه قرنها پس از آن مىزيسته است؟[٣]
[١] . بنگريد به: تاريخ العرب، دكتر سيد سالم، ص ٥٤ و ذوالقرنين القائد الفاتح والحاكم الصالح، ص ١٨١.
[٢] . بنگريد به كتاب وى: قصص القرآن فى مواجهة ادب الرواية والمسرح، ص ٢٢٠ و ٢٢١ و ذوالقرنين القائد الفاتح والحاكم الصالح، ص ٢٣٣.
[٣] . ساخت سد مأرب، بنابر نوشتههاى به دست آمده در ويرانههاى آن، به سالهاى ٦١٠- ٦٤٠ پيش از ميلاد بر مىگردد؛ يعنى حدود ٩١٥ سال پيش از شمر يرعش، ٩٦٠ سال پيش از تبّع بزرگ و ٩٤٠ سال پيش از ملك صعب؛ بنابراين هيچ كدام از اين سه پادشاه در ساخت آن شركت نداشتهاند( مفاهيم جغرافيّة فى القصص القرآنى، ص ٢١٥).