ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٦٣
از مجلسى (ره)- «او كما نقول» در برخى نسخهها به صيغه تكلم است و در بعضى به صيغه خطاب است، بنا بر اولى ممكن است غرض سائل سؤال از تخيير ميان اين دو باشد و امام هم او را مخير كرده و استبعاد سائل را از اين راه كه آنها نياز به دعا ندارند و طلب رحمت براى آنها سبك است، رفع نموده كه شما مىگوئيد: ارحم محمّداً و آل محمد، و مىگوئيم:
صلى اللَّه على محمد و آل محمد، صلاة هم در اينجا به معنى رحمت است، و سپس اشاره كرده است كه طلب رحمت براى محمد و آل محمد براى احتياج آنها به دعا نيست بلكه براى رفع درجات است و نفع آن به ماها مىرسد، پايان نقل از مجلسى (ره).
من مىگويم: ظاهر اين است كه امام بيان كرده كه از نظر حاق معنى فرقى ميان يرحمكم اللَّه و صلى اللَّه عليك نيست زيرا هر دو به معنى طلب رحمت است بدو تعبير و تخيير ميان اين دو مسلّم است. مقصود از اين چند حديث كه عطسه گواه صدق و درستى حديث است بر دو وجه است:
١- منظور اين باشد كه عطسه يك اماره و دليل شرعى است بر صدق گفتار گوينده بر وجه تعبد مثل اينكه قرعه در مورد اشتباه و اختلاف يك دليل تعيين واقع است در موارد معينى گرچه بحسب ظاهر واقعيتى را نشان نمىدهد و در اين صورت عطسه هم مانند قرعه دليل معتبرى مقرر شده است ولى اهل حديث و فقهاء اسلام و مذهب از اين اخبار چنين معنائى نفهميده و آن را بيان نكردهاند.
٢- منظور اين باشد كه عطسه وسيله خوشبينى نسبت به گوينده است و از نظر اخلاقى بايد خوشبين بود چنانچه ظاهرِ حال مسلمان هم وسيله خوشبينى به گفتارِ او است و از اين معنى در فقه به حمل فعل مسلم بر صحت تعبير شده است و چون گفتار مسلمان هم يكى از كردههاى او است حمل بر