ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٤٩ - باب دعا براى روزى
فضلك الواسع الطيب، رزقاً واسعاً حلالًا طيباً بلاغاً للدنيا و الآخرة صبّاً صبّاً هنيئاً مريئاً من غير كدّ و لا منّ احد خلقك الّا سعة من فضلك الواسع فانك قلت (٣١ سوره نساء): «و اسألوا اللَّه من فضله» فمن فضلك اسأل و من عطيّتك اسأل و من يدك الملاء اسأل
(بار خدايا به من روزى بده از فضلِ واسع و حلال و پاكِ خود، روزىِ واسع و حلال و پاك، رسا بكار دنيا و آخرت فرو ريز، فرو ريز، گوارا و خوشگوار و بىرنج و منّت از احدى جز از فضل وسيع خودت، زيرا تو گفتى: «از خدا خواهش كنيد از فضلِ او» من از فضلت خواستارم و از عطايت خواستارم و از آنچه پر دست دارى خواستارم).
٢- از ابى بصير گويد: به امام صادق (ع) گفتم: آمدن روزى را كند مىشمارم. به خشم شد و به من فرمود:
بگو: بار خدايا تو كفيل رزق من و هر جنبنده شدى، اى بهترين خوانده شده و اى بهترين عطا بخش، اى بهترين كسى كه از او خواهش شود و اى برتر كسى كه به او اميد دارند با من چنين و چنين كن.
٣- از اسماعيل بن عبد الخالق گويد: مردى از اصحاب پيغمبر (ص) دير به خدمت او رسيد و سپس نزد آن حضرت آمد، پس رسول خدا (ص) به او فرمود: چه چيز موجب دير كردنت شد از آمدن نزد ما؟ عرض كرد: بيمارى و ندارى، فرمود: آيا به تو دعائى ياد ندهم كه خدا به وسيله آن بيمارى و ندارى را از تو ببرد؟ عرض كرد:
چرا يا رسول اللَّه، فرمود: بگو:
لا حول و لا قوة الَّا باللَّه العلى العظيم توكلت على الحى الذى لا يموت و الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ