ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٢٩ - شرحهاى كتاب دعاء
مىكرده است و معجزات غريبه و خود بيشتر مردم از درك آن عاجز بوده است و فهم آنان بدان نمىرسيده و از شدت دوستى به امامان در باره تقيه كوتاه مىآمده است و شايد اين تقصير او را شفاعت در دنبال باشد و از اخبار برآيد كه قتل او كفاره اين تقصيرش بوده است و سبب رفعت مقامش شده.
داود بن على عباسى، معلى را به زندان افكند و معرفى اصحاب امام صادق (ع) را از او خواست و او در پاسخ گفت: اگر در زير پايم باشند به تو خبر ندهم، و دستور داد گردن او را زدند و او را بر دار كردند، پايان نقل از مجلسى (ره).
من گويم: طبق اين اخبار معلوم مىشود، معلى از رادمردان دين و اجتماع اسلام بوده است كه به مقام جانبازى رسيده و در زمره مصلحان در آمده است و به ناچار بايد پروانهوار خود را در گرد شمع هدايت ائمه اطهار سوخته باشد و از اين نظر هيچ گونه تقصيرى به او متوجه نيست چنانچه در پارهاى مباحث گذشته توضيح داده شد. از مجلسى (ره)- تكرار نفرين تا هفتاد بار بايد در يك مجلس باشد، و گفتهاند: مقصود اين است كه در باره نخست اثر نكرد تا هفتاد بار زمينه ادامه دارد، پايان نقل از مجلسى (ره).
من گويم: مورد تشريع مباهله در خصوص اختلافات و مباحثه مذهبى است تا به جايى كه با گفتگو حل نشود و كار به انكار و مكابره كشد و مورد اخبار خصوص مباهله با مخالفان از فرق اسلامى است و اين بحث بميان مىآيد كه:
١- اين موارد منصوص از قبيل قضاياى خصوصى و شخصى است كه به دستور امام انجام مىشده و حكم عمومى ندارد كه هر كس از پيش خود بتواند كار اختلاف مذهب را تا به مباهله بكشاند و به وسيله آن حل كند و يا اينكه از اخبار، قانون كلى استفاده مىشود و شامل هر كس و هر زمانى مىشود.