ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٠٦ - شرحهاى كتاب دعاء
گفته است زيرا چون دعا باشد در استيجاب ثواب خدا و پاداش او چون حديث ديگر كه فرمايد: چون ستايش من بنده را از درخواست من باز دارد بدو بهتر از آنچه به درخواستكنندهها بدهم عطا كنم، پايان نقل از مجلسى (ره).
من گويم: حقيقت دعا همان درخواست و توجه خدا است به عنوان يك آفريننده بر بنده و مخلوق خود و صيغه اصلى آن در عربى: يا اللَّه، و اللّهم، است و در فارسى: اى خدا، خدايا، و اجابت آن همان توجه حق است به بنده خود كه چون به تعبير عادى در آيد، در عرب: لبيك، گفته شود و در فارسى معمولى به كلمه كوتاه (ها) تعبير شود و موضوع درخواست چيزى از خدا در حقيقت معنى دعا وارد نيست و به عبارت ساده: دعا، در اصل به معنى گدائى از خدا نيست بلكه به معنى خداخواهى و خداجوئى است و به همين معنى با آيه مورد بحث در حديث تطبيق مىشود و با احاديث نبويه مذكوره منطبق مىگردد بىآنكه نياز به تكليف و توجيه داشته باشد و به همين معنا مغز و حقيقت عبادت و پرستش است چنانچه در اخبار اين باب بيايد، و مقصود از قول خدا (٢٠٠ سوره بقره): «چون مناسك خود را به پايان آورديد خدا را ياد كنيد چنانچه پدران خود را ياد مىكنيد يا ياد عميقترى» ياد پدر همان توجه زبونانه و توأم با احترام است كه در نهاد كودك نسبت به پدر نهفته است و چون كودك خردسال و سادهاى گويد: بابا، بابا، آقا جان، همين حقيقت دعا و نيايش در آن نهفته است.
از مجلسى (ره)- خدا در سوره مؤمن فرمايد: «مرا بخوانيد تا براى شما اجابت كنم» طبرسى گفته: يعنى هر گاه مصلحت باشد كه اجابت شما كنم و هر كه از خدا چيزى خواستار شود و او را بخواند بناچار بايد شرط مصلحت كند يا در زبان يا در دل و گر نه بسا باشد درخواست مفسده كند و آن زشت است، و از ابن عباس نقل شده كه: معنى آيه اين است كه: «مرا