ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٩ - باب گريه
٦- امام صادق (ع) فرمود: خدا عز و جل به موسى وحى كرد كه: بندههايم به من تقرب نجستند به چيزى كه محبوبتر باشد نزد من از سه خصلت، موسى عرض كرد: پروردگارا! آنها چيستند؟
فرمود: اى موسى! زهد در دنيا و ورع از نافرمانيها و گريه از ترس من، موسى عرض كرد: پروردگارا! هر كه اينها را به جا آورد چه پاداشى دارد؟ خدا عز و جل به موسى وحى كرد:
اى موسى! اما زاهدان در دنيا، در بهشت باشند و آنان كه از ترس من گريه كنند، در مقام بالاترند و احدى با آنها شريك نباشد و اما آنها كه از نافرمانيها بپرهيزند، من كه همه مردم را بازرسى كنم، آنان را از بازرسى معاف دارم.
٧- از اسحاق بن عمار، گويد: به امام صادق (ع) گفتم: من دعا مىكنم و مىخواهم گريه كنم و گريهام نمىآيد و بسا به ياد برخى مردههاى فاميلم بيفتم و رقّت كنم و بگريم، آيا اين كار روا است برايم؟ در پاسخ فرمود:
آرى، آنان را به ياد آور و هر گاه تو را رقّت دست داد، گريه كن و به درگاه پروردگارت تبارك و تعالى دعا كن.
٨- امام صادق (ع) فرمود:
اگر گريه ندارى، خود را به گريه وادار و مانند گريه كن بنما.
٩- از سعيد بن يسار سابرى فروش (سابرى نوعى پارچه بوده) گويد: به امام صادق (ع) گفتم: من در حال دعا خود را به گريه زنم و گريه ندارم؟ فرمود: آرى، و گرچه به اندازه سر مگسى