ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٧٧ - باب حق همسايگى
٢- احترام همسايه بر همسايه چون احترام مادر است تا آخر حديث، مختصر (شايد مقصود اين است كه همچنان كه مرد رعايت خود مىكند و به خود زيان نمىزند و خود را به گناه نمىافكند يا گناهكار نمىداند، بايد نسبت به همسايه هم چنين باشد- از وافى).
٣- از امام صادق (ع)، فرمود:
خوش همسايگى، روزى را بسيار كند.
٤- از كاهلى، گويد: شنيدم امام صادق (ع) مىفرمود:
چون بنيامين از بر يعقوب رفت، فرياد كشيد: خدايا! به من رحم نمىكنى؟ فرزندم را بردى و چشمم را گرفتى؟ خدا تبارك و تعالى به او وحى كرد: اگر من آنها را ميرانده باشم، زندشان مىكنم تا آنها را به تو رسانم ولى يادت مىآيد آن گوسفندى را كه سر بريدى و بريان كردى؟ خوردى و فلان و فلان در همسايهگى تو بودند و روزه داشتند و چيزى از آن به آنها ندادى؟ ٥- و در روايت ديگرى است كه فرمود:
پس از آن شيوه چنين شد كه هر چاشتگاه، جارجى يعقوب از منزل او تا مسافت يك فرسخ جار مىكشيد كه: هر كس چاشت خواهد، به خانه يعقوب آيد، و در شامگاه هم جار مىزد كه:
هر كس شام خواهد، به خانه يعقوب آيد.
٦- از امام صادق (ع) كه فاطمه (ع) نزد رسول خدا (ص)