ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٦٧ - باب شوخى و خنده
خدا (ص) مىآمد و چيزى به عنوان هديه تقديم او مىكرد و همان جا مىگفت: بهاى هديه ما را بده، و رسول خدا (ص) مىخنديد، و چون غمگين مىشد، مىفرمود: آن عرب بيابانى چه كرد؟ (چه شد خ) كاش نزد ما مىآمد.
٢- از فضل بن أبى قره، از امام صادق (ع) فرمود:
مؤمنى نباشد كه در او دعابت نيست، گفتم: دعابت چيست؟
فرمود: مزاح.
٣- از يونس شيبانى، گويد: امام صادق (ع) فرمود:
چگونه با يك ديگر شوخى مىكنيد؟ گفتم: اندكى؟ فرمود:
مكنيد (يعنى با يك ديگر كم شوخى و خوشمزگى مكنيد) زيرا شوخى از خوش خلقى است و تو به وسيله آن برادرت را شاد مىكنى و هر آينه رسول خدا (ص) با مردى شوخى مىكرد، مىخواست او را شاد كند.
٤- از عبد اللَّه بن محمد جعفى، گويد: شنيدم امام باقر (ع) مىفرمود:
راستى خدا عز و جل دوست دارد كسى را كه در ميان جمع، شوخى و خوشمزگى مىكند، بىآنكه فحش دهد و هرزهدرائى كند.
٥- از امام صادق (ع) فرمود:
خنده مؤمن، تبسّم است.