ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٣٩ - باب عطسه و تسميت(يعنى جوابى كه در برابر عطسه گويند)
اندام او، و راستى بنده، خدا عز و جل را به حساب بخشنده اين نعمتها فراموش مىكند و چون فراموش كرد، خدا به باد دستور مىدهد كه در تنش گذرد و از بينيش برآيد، پس بر اين خدا را حمد كند و حمدش در اين گاه شكر و جبران فراموشى است.
٧- از داود بن حصين، گويد: ما جمعى در حضور امام صادق (ع) بوديم و من تا ١٤ مرد را در اطاق بر شمردم، امام صادق (ع) عطسه زد و كسى از حاضران سخنى نگفت، امام فرمود:
آيا تسميت نگوئيد؟ آيا جواب عطسه ندهيد؟ (تسميت گوئيد، بايد جواب عطسه را بگوئيد خ ل) از حق مؤمن بر مؤمن اين است كه هر گاه بيمار شد، او را عيادت كند، و هر گاه مرد، بر سر جنازهاش حاضر شود، و هر گاه عطسه زد، او را تسميت گويد (به او گويد: يرحمك اللَّه) و هر گاه از او دعوت كرد، بپذيرد.
٨- از جابر، گويد: امام باقر (ع) فرمود:
چه خوب چيزى است عطسه، براى تن سودمند است و خدا عز و جل را هم به ياد مىآورد، گفتم: نزد ما مردمى هستند كه مىگويند: براى رسول خدا (ص) در عطسه بهرهاى نيست، فرمود:
اگر دروغ گويند، شفاعت محمد (ص) بدانها مرساد.
٩- ابن ابى عمير، از يكى از اصحابش، گفت: مردى در حضور امام باقر (ع) عطسه زد و گفت: الحمد للَّه، و امام باقر (ع) به او جواب نداد و فرمود: