ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٠٣ - باب در فضيلت كسى كه قرآن را به كار بسته است
آنچه را خدا كوچك شمرده بزرگ دانسته و آنچه را خدا بزرگ دانسته كوچك شمرده است.
٦- از ابان تغلب، از امام صادق (ع) كه فرمود: مردم چهار دستهاند، گفتم: قربانت، چه هستند؟ فرمود:
١- مردى كه ايمانش داده و قرآنش ندادند. ٢- مردى كه قرآنش داده و ايمانش ندادند.
٣- مردى كه قرآنش داده و ايمانش هم دادند. ٤- مردى كه نه قرآن به او داده شده و نه ايمان.
گويد: گفتم: قربانت، حال آنها را برايم شرح كن، فرمود:
آنكه ايمان داده شده و قرآن نمىداند، چون ميوه (خرماخ) اى است كه شيرين است و بو ندارد و اما آنكه قرآن مىداند و ايمان ندارد چون مورد است كه خوشبو است و تلخ مزّه است و اما آنكه هم قرآن به او داده شده و هم ايمان چون ترنج است كه خوشبو و خوش مزّه است و اما آنكه نه ايمان به او داده شده و نه قرآن، چون حنظل است (هندوانه ابو جهل) تلخ است و بو ندارد.
٧- زهرى گويد: به على بن الحسين (ع) گفتم: كدام عمل بهتر است؟ فرمود: عمل حال مرتحل (در آيد و كوچ كند) گفتم:
حال مرتحل چيست؟ فرمود: خواندن قرآن را آغاز كند و به انجام رساند و هر زمانى كه از اول قرآن شروع كرد تا آخر برساند گويد: