ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧٣ - باب دعا براى گرفتارى و هم و اندوه و ترس
بسم اللَّه و باللَّه و من اللَّه و الى اللَّه و في سبيل اللَّه و على ملة رسول اللَّه
، بار خدايا خود را به تو تسليم كردم و بس و به سوى تو رو كردم و بس تو را پشتيبانِ خود ساختم و بس و كارم را بس به تو واگذاردم، بار خدايا مرا به ايمان نگهبان باش از پيش رويم و پشت سرم و از سمت راست و چپم و از بالاى سر و زير پايم و از هر سو كه هستم، بحول و قوت خود از من دفاع كن زيرا حول و قوتى نباشد جز به تو.
١١- از امام صادق (ع) كه: مردى به من گفت:
چون در ربذه (آرامگاه ابو ذر غفارى در آنجا است) نزد ابى جعفر (منصور عباسى) وارد شدى چه ذكرى گفتى؟
فرمود كه: گفتم: بار خدايا تو از هر چيز كفايت كنى و چيزى از تو كفايت نكند، كفايت كن از من به آنچه خواهى و هر گونه خواهى و از هر سو خواهى و از هر جا خواهى (هر زمانى خواهى خ ل).
١٢- از على بن ميسر گويد: چون امام صادق (ع) نزد ابى جعفر منصور وارد مىشد، ابو جعفر يكى از غلامان خود را بر سر او واداشت و به او گفت: چون وارد شد گردنش را بزن، و چون امام صادق (ع) وارد شد به منصور نگاهى كرد و زير لب سخنى گفت كه ندانست چه بود! و سپس اين جمله را آشكارا گفت: اين كسى كه از همه خلق خود كفايت كنى و كسى از او كفايت نتواند شرّ عبد اللَّه بن على را از من دفع كن. فرمود: ديگر چشم منصور غلامش را نمىديد