ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧١ - باب دعا براى گرفتارى و هم و اندوه و ترس
تو و قدرتت بر من پروردگارا كه به من مهرورزى و مرا عافيت بخشى چونان كه توانى مرا عذاب كنى و گرفتار سازى، معبودا ذكر بخششهايت مرا آرام مىكند و اميد به انعامت مرا نيرو مىدهد از آن گاهم كه آفريدى بىنعمت تو نبودم توئى پروردگارم و آقايم و پناهم و داد رسم و نگهبانم و دفعكننده از من و مهرورز به من و كفيل روزيم، هر آنچه من در آنم، از قضا و قدرت تو است، اى آقا و مولاى من در ضمن قضا و قدر و تصميم تو رهائى من باشد از هر گرفتاريم كه دارم و عافيت من باشد زيرا من احدى را از براى دفاع آنها ندارم جز تو و اعتماد به كسى ندارم جز بر تو، يا ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ خوشبينى و اميد مرا منظور دار و زارى و ناتوانى و زبونى مرا ترحّم كن و بدان بر من منّت نه و بر هر دعاكننده به درگاهت يا ارحم الراحمين و صلى اللَّه على محمد و آله.
٩- امام صادق (ع) فرمود:
هر گاه امرى تو را به اندوه افكنده بگو در آخر سجدهات:
يا جبرئيل يا محمد يا جبرئيل يا محمد
- آن را تكرار كن-
اكفيانى ما انا فيه فانّكما كافيان و احفظانى باذن اللَّه فانّكما حافظان
. ١٠- از امام صادق (ع) كه على بن الحسين (ع) مىفرمود:
چون اين كلمات را بگويم، باك ندارم اگر جن و انس بر عليه من جمع شوند: