ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٢١ - باب دعا هنگام بيرون رفتن از منزل
حمزه راستى بنده چون از منزلش بدر آيد شيطان سرِ راهش آيد و هر گاه بسم اللَّه گويد آن دو فرشته (كه همراه اويند) گويند: كفايت شدى، و هر گاه گويد آمنت باللَّه گويند: هدايت شدى، و هر گاه گويد: تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ گويند: محفوظ شدى، و شيطانها از او دورى كنند و به يك ديگر گويند: چه راهى است براى ما به كسى كه هدايت شده و كفايت شده و در حفظ الهى است. گويد: سپس امام فرمود: بار خدايا من امروز آبروى خود را به تو واگذاردم (يعنى هر كه به من بد گويد و آبرويم را بريزد براى خاطر تو و يا براى تقيه جوابى به او ندهم- از مجلسى ره). سپس فرمود: اى ابا حمزه، اگر دست از مردم بردارى، مردم از تو دست برندارند و اگر آنها را ترك كنى آنها تو را ترك نكنند. گفتم: پس من چه كنم؟ فرمود: از آبروى خود به آنها بده و آنها را ذخيره روز فقر و نياز خود كن.
٣- از ابى حمزه گويد: اجازه ورود به امام باقر (ع) خواستم و آن حضرت بيرون آمد نزد من و دو لبش مىجنبيد، به او عرض كردم (در باره آن) فرمود: آن را فهميدى اى ثمالى؟ گفتم: آرى قربانت، فرمود: من كلامى گفتم كه هيچ كس هرگز بدان سخن نگويد جز اينكه خدا كفايت كند از او آنچه بدان اهميت دهد از امر دنيا و آخرتِ خود، گويد: به آن حضرت گفتم: به من خبرده از آن، فرمود: بسيار خوب، هر كه چون از خانهاش بيرون آيد بگويد:
بسم اللَّه حسبى اللَّه، توكلت على اللَّه
- بار خدايا راستى از تو خواستارم بهى و خوبى همه كارهايم را، به تو پناه برم از رسوائى دنيا و عذاب آخرت؛ خدا كفايت كند از او آنچه را براى او مهم است از كار دنيا و آخرتش.