ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٨٩ - باب در گفتار بام و شام
حمد و سپاس، تو را سپاس گويم و از تو يارى جويم و توئى پروردگارم و منم بنده تو، صبح كردم بر عهد تو و وعده تو و به وعدهات ايمان دارم و به عهدت وفا كارم تا بتوانم و نيست جنبشى و نه توانى جز به خدا يگانه است شريك ندارد، و گواهم كه محمد (ص) بنده و رسول او است، من صبح كردم به فطرت اسلام و كلمه اخلاص و ملت ابراهيم و دين محمد بر اين عقيده زنده بمانم و بميرم ان شاء اللَّه، بار خدايا تا مرا زنده دارى زنده بدار بدان و مرا بر آن بميران و چون مبعوثم كنى بر آن مبعوث كن و من مىجويم به وسيله آن رضاى تو و پيروى از راه تو را، تو را پشتيبان خود ساختم و كارم را به تو واگذاردم، آل محمد پيشوايان منند و ديگرى پيشواى من نيست، از آنها پيروى كنم و آنها را دوست و سرپرست دانم و بدانها اقتداء نمايم، بار خدايا آنان را در دنيا و آخرت دوستان من ساز و مرا توفيق ده تا با دوستان آنها دوستى كنم و با دشمنانشان دشمنى كنم در دنيا و آخرت و مرا به صالحان ملحق ساز در حالى كه پدرانم با آنان باشند (يعنى پدرانم را هم از صالحين مقرر فرما).
٢٢- به امام صادق (ع) گفت: به من چيزى بياموز كه در آغاز صبح و شام بگويم، فرمود: بگو سپاس از آن خدا است كه مىكند آنچه را مىخواهد و نمىكند ديگرى آنچه را مىخواهد (يعنى بر او بايست نيست) سپاس از آن خدا است چنانچه خداوند دوست دارد كه سپاسگزارى شود، سپاس از آن خدا است چنانچه او را شايد، بار خدايا مرا در آور در هر خيرى كه محمد و آل محمد را در آن در آورى و مرا برآور از هر بدى كه محمد و آل محمد را از آن برآوردى و صلى اللَّه على محمد و آل محمد.