ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٣٧ - باب كسى كه دعايش مستجاب نيست
٢- مردى كه زنى دارد و بر او نفرين مىكند، به او گفته شود: آيا كار طلاقش را به دست تو وانگذارم؟ ٣- مردى كه مالى داشته و آن را از ميان برده است و مىگويد: بار خدايا! به من روزى بده، به او گفته شود: آيا به تو دستور ندادم ميانه روى كنى و رعايت اقتصاد نمائى؟ آيا به تو دستور ندادم اصلاح مال كنى و نگذارى از ميان برود؟.
سپس فرمود (٦٧ سوره فرقان): «و آن كسانى كه هر گاه انفاق كنند اسراف نورزند و به خود تنگ نگيرند و در اين ميان به حدّ اعتدال باشند».
٤- مردى كه مالى داشته و بىگواه به وام داده است، به او گفته شود: آيا به تو دستور ندادم كه گواه بگيرى؟
٣- از وليد بن صبيح گويد: شنيدم كه او مىفرمود: سه كس باشند كه دعايشان به خودشان برگردد و به اجابت نرسد:
١- مردى كه خدايش مالى داده و بىجا خرج كرده و باز مىگويد: پروردگارا! به من روزى بده، به او گفته شود: آيا به تو روزى ندادم؟
٢- و مردى كه بر همسر ستمكار خود نفرين كند، به او گفته شود: آيا كار طلاقش را به دست تو ندادم.
٣- و مردى كه در خانه نشسته و مىگويد: پروردگارا! به من روزى بده، به او گفته شود: آيا براى تو راه تحصيل روزى فراهم نكردهام؟