آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٤٤ - نظريه هارى فرانكفورت
نمىدهد، اما در آنجا كه فرد افزون بر آزادى در انجام «كار» ى كه مىخواهد، در «اراده كردن» آنچه مىخواهد نيز آزاد باشد، آن آزادى مطلوب يا آزادى قابل تصوّر تحقق مىيابد، در اين صورت است كه فرد چيزى از آزادى را از دست نداده است.
نظريههائى كه درباره تفسير آزادى اراده مطرح شده نتوانستهاند اين دو نكته را تبيين كنند، يكى آنكه چرا آزادى اراده مطلوب است، و ديگر آن كه چرا جانوران را «حيوانات غير انسان را» واجد اين آزادى ايلده نمىانگاريم.
به عنوان مثال اگر نظريه رودريك چى شولم[١] كه نسخه جالبى از دكترين تلازم بين آزادى اراده انسان با نفى ايجاب علّى است، را در نظر بگيريم بر مبناى اين نظريه هنگامى كه شخص رفتار آزادانهاى انجام مىدهد، معجزهاى رخ مىدهد.
هنگامى كه فرد دست خود را حركت مىدهد، حركتى كه در دست ايجاد مىشود نتيجه سلسلهاى از علّتهاى فيزيكى است، لكن حوادثى در اين سلسله و احتمالا در آن بخش كه مربوط به مغز است اتفاق مىافتد كه معلول شخص فاعل است و معلول ساير افراد آن سلسله علل نيست.
بنابراين فاعل آزاد از امتيازى برخوردار است كه ويژه خداست، هر يك از ما هنگامى كه فعلى انجام مىدهيم محرك بالذات غير متحرك بالغير مىباشيم.
هر چند اين تفسير از آزادى هيچ جاى شك و ترديدى درنفى برخورداى جانوران مادون انسانى از آزادى باقى نمىگذارد، لكن معلوم نيست بنابر اين نظريه به چه دليلى فرد بايد معتقد به امكان قطع سلسله علل توسط خويش باشد؟ چى شولم بيان نكرده چه تفاوت قابل تشخيصى ميان كسى كه دست خود را معجزه آسا و با قطع سلسله علل و معلولات حركت مىدهد، و كسى كه دست خود را در ضمن نظام سلسله علل و معلولات حركت مىدهد وجود دارد؟
١٤. بطور كلى چنين پنداشته مىشود: افزون بر دو نكتهاى كه درباره آزادى گفتيم، شرط سومى نيز براى تفسير مطلوب آزادى اراده وجود دارد و آن اين است كه اين تفسير بتواند تحليل قابل قبولى از «مسئوليت اخلاقى» ارائه كند.
شايعترين جنبه مورد بحث اخيراً در زمينه تبيين و تفسير آزادى اراده اين مسأله است كه
[١] .Roderick Chisholm .