آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ٩ - مقدمه
مقدمه
|
عاقبت گرگزاده گرگ شود |
گرچه با آدمى بزرگ شود |
|
اين بيت شعر از مثلهاى معروف ايرانى است كه پديدآورنده نخستين آن مصلح الدين سعدى شيرازى حكيم و سخن سراى معروف ايرانى قرن هفتم هجرى قمرى «قرن سيزدهم ميلادى» است كه در ضمن داستانى آن را آورده است، داستان درباره گروهى از راهزنان است كه پس از تلاش بسيار به وسيله سربازان شاه به اسارت درآمدند و شاه دستور قتل آنان را صادر نمود، در ميان آنان جوان نو رسيدهاى بود كه وزير شاه بر او رقت كرد و از شاه درخواست نمود تا به سبب نوجوانى او از او درگذرد، و او را به وزير بسپرد تا او را تربيت كرده و با اخلاق و رفتار شايسته او را آشنا ساخته و بپروراند، شاه ابتدا نپذيرفت، لكن به سبب اصرار وزير سرانجام تسليم خواسته وزير شد، و از گناه آن نوجوان درگذشت، و او را براى تربيت و اصلاح به دست وزير سپرد.
وزير مدتى به تربيت اين جوان همت گماشت، لكن عاقبت به گفته سعدى: سالى دو بر اين جوان برآمد، طايفه اوباش محلت بدو پيوستند و عقد مرافقت بستند، تا به وقت فرصت وزير و هر دو پسرش را بكشت، و نعمتى بى قياس برداشت و در مغاره دزدان به جاى پدر بنشست و عاصى شد.