آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٨ - فصل اول پيشينه مشكل فلسفى آزادى و عليت در فلسفه و كلام اسلامى
را- خواه در بعد اجتماعى و خواه در بعد فردى- محصول جبرى عوامل ديگر مىدانند. نظريه فرويد در تأثير عامل غريزه جنسى در شكلگيرى شخصيت و رفتار فرد انسان، و نظريه كارل ماركس در تأثير عوامل توليد در شكلگيرى روح و انديشه جمعى، و سپس در تفكر و اراده و شخصيت فرد انسان، از نظرياتى هستند كه شخصيت و اراده انسان را محكوم عوامل جبرى خارج از شخصيت و اراده او مىدانند، و براى انسان اراده آزادى كه بتواند خارج از اين عوامل سرنوشت او را معين كند قائل نيستند.
در حوزه اخلاق و تربيت و اقتصاد نيز نظرياتى كه عوامل جبرى خارج از اراده انسان را شكل دهنده شخصيت اخلاقى و اقتصادى و جهت دهنده رفتارهاى اخلاقى و تربيتى و اقتصادى او بدانند، كم نيستند.
چنين است كه مبحث «آزادى انسان و رابطه آن با علتهاى ديگر و با اصل قانون عليت» از مهمترين مسائلى است كه بايد مورد بحث و بررسى دقيق قرار گيرد.
مسأله علّيّت و رابطه آن با آزادى انسان، پيش از ظهور اسلام در فلسفههاى يونان باستان و هند و فارس مطرح بوده و مباحث و مجادلات فراوانى برانگيخته است.
پس از ظهور اسلام و پيدايش مباحث عقلى مربوط به الهيات و آفرينش جهان و انسان از سوى خدا از يك سو، و نيز اختيار و آزادى و مسئوليت انسان در برابر خدا از سوى ديگر، كه ابتدا توسط قرآن كريم و احاديث رسول خدا و ائمه معصومين (عليهم السلام) مطرح شد، و سپس بوسيله دانشمندان و صاحب نظران در مسائل اسلامى دنبال شد، جريانات فكرى گوناگون و مشربها و مكتبهاى فلسفى و كلامى مختلفى پديدار گشت، در اين ميان مسأله علّيّت و رابطه آن با آزادى انسان يكى از محورىترين مسائلى بود كه بخش عظيمى از مناقشات و مباحثات كلامى و فلسفى را به خود اختصاص داد، بلكه اختلاف نظرهاى پديد آمده در اين باره به پيدايش عمدهترين مكتبها و جريانات فلسفى و كلامى در تاريخ انديشه اسلامى منجر شد.
براى اينكه بتوان اجمالى از پيشينه مسأله علّيّت و رابطه آن با آزادى انسان را در انديشه فلسفى و كلامى بدست داد، وتصوير نسبتاً روشنى از نظريات و ايدههاى مهمّى كه در اين زمينه در تفكر اسلامى مطرح شده است فراهم نمود، لازم است در ابتدا به تبيين مختصرى پيرامون سه واژه اصلى اين مبحث، يعنى واژههاى: ١- علّت، ٢- ضرورت وجود يا وجوب، ٣- آزادى، بپردازيم.