آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٥٠ - ٣ مسلك ناسازگارگرايان جبرگرا
خواهد ريخت، و با فرو ريختن پايههاى منطق و استدلال تلاشهاى فرانكفورت و امثال ايشان براى تبيين و استدلال بر صحّت نظريه خود و عدم صحّت نظريات ديگر بيهوده خواهد بود. بنابراين همين اندازه كه آقاى فرانكفورت معتقد به صحّت نظريه خويش است، و با استدلال به اثبات نظريه خود مىپردازد گواه بر اين است كه «قانون كلّى علّيّت» را پذيرفته و پديده خلق الساعه بدون علّت يا ترجيح بلا مرجح را از قاموس محتملات خود محو كرده است.
بنابراين اشكال فلسفى تضاد بين قانون كلى علّيّت و آزادى اراده همچنان از سوى آقاى فرانكفورت بلا جواب مىماند.
در اينجا سخن ما درباره نظريه هارى فرانكفورت كه نمونهاى از مسلك سازگارگرايان نوين[١] بود به پايان مىرسد، و در نتيجه سخن ما درباره دومين مسلك از مسالك سه گانه فلسفى مغرب زمين پيرامون آزادى و علّيّت يا اختيار و جبر نيز به پايان مىرسد.
اكنون وقت آن است كه به مسلك سوم در فلسفه معاصر مغرب زمين در اين زمينه بپردازيم:
٣. مسلك ناسازگارگرايان جبرگرا[٢]
از اين مسلك به مسلك «جبرگرائى افراطى»[٣] نيز تعبير شده است. پيروان اين مسلك بر خلاف مسلك سازگارگرايان جبرگرا- كه از آنها به جبرگرايان ميانه رو[٤] تعبير مىشود، زيرا با آن كه به قانون علّيّت جبرى معتقدند آن را با آزادى اراده قابل جمع مىدانند، و به اجتماع آن در فاعل آزاد معتقدند- به سازگارى آزادى اراده با قانون جبر علّى معتقد نيستند، و اراده انسان را محكوم قانون جبر علّى دانسته، و به آزادى اراده انسان عقيدهاى ندارند.
يكى از برجستهترين چهرههاى فلسفى مدافع اين طرز تفكر آقاى پروفسور پل ادواردس استاد دانشگاه نيويورك و جنرال اديتور دائرة المعارف فلسفى «سال انتشار ١٩٦٧» است. نامبرده
[١] .New Compati bilism .
[٢] .Incomp atibilist dete rminists .
[٣] .Hard determ inism .
[٤] .Soft deter minists .