آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين
(١)
فهرست
٥ ص
(٢)
مقدمه
٩ ص
(٣)
فصل اول پيشينه مشكل فلسفى آزادى و عليت در فلسفه و كلام اسلامى
١٥ ص
(٤)
تبيين واژههاى«علت، وجوب، آزادى»
١٩ ص
(٥)
1 علت
١٩ ص
(٦)
2 وجوب يا ضرورت وجود
٢٢ ص
(٧)
3 آزادى
٢٣ ص
(٨)
تاريخچه مختصرى از بحث فلسفى پيرامون عليت و ضرورت وآزادى در انديشه اسلامى
٢٥ ص
(٩)
توحيد الهى و مسأله عليت و آزادى
٢٥ ص
(١٠)
1 توحيد ذاتى
٢٨ ص
(١١)
2 توحيد صفاتى
٢٨ ص
(١٢)
3 توحيد افعالى
٢٩ ص
(١٣)
فصل دوم آزادى و عليتدر فلسفه اسلامى معاصر
٣٩ ص
(١٤)
1 نظريه وجوب«نظريه ملا صدرا در تفسير عليت و رابطه آن با آزادى بشر»
٤١ ص
(١٥)
مطلب اول تبيين فشرده نظريه وجوب
٤٢ ص
(١٦)
الف تشكيك وجود
٤٣ ص
(١٧)
ب وجود مستقل و وجود رابط
٤٥ ص
(١٨)
ج علت و معلول
٤٧ ص
(١٩)
مطلب دوم توضيح فرضيه تضاد فلسفى«نظريه وجوب» با«آزادى اراده»
٥٢ ص
(٢٠)
1 عليت
٥٢ ص
(٢١)
2 اختيار«آزادى اراده»
٥٣ ص
(٢٢)
مطلب سوم حل فلسفى مشكل تضاد بين آزادى و عليت
٥٧ ص
(٢٣)
1 نظريه وجوب«نظريه ملاصدرا»
٥٧ ص
(٢٤)
پايه اول تفكيك ميان جبر و وجوب از يك سو، و اختيار و امكان از سوى ديگر
٥٧ ص
(٢٥)
پايه دوم تبيين حقيقت اختيار و آزادى
٥٨ ص
(٢٦)
پايه سوم تبيين ملاك اختيارى بودن اختيار
٦٠ ص
(٢٧)
نقد نظريه وجوب
٦٠ ص
(٢٨)
روش علامه طباطبائى در حل مشكل اختيار بنابر نظريه وجوب
٦٤ ص
(٢٩)
روش استاد شهيد علامه مطهرى در حل مشكل بنابر نظريه وجوب
٦٥ ص
(٣٠)
2 نظريه سلطنت در انديشه محقق نائينى
٦٦ ص
(٣١)
قاعده اول غيراختيارى بودن اراده
٦٧ ص
(٣٢)
قاعده دوم تسلط نفس بر افعال ارادى خويش
٦٨ ص
(٣٣)
نقد نظريه محقق نائينى
٦٩ ص
(٣٤)
3 نظريه سلطنت در انديشه استاد شهيد صدر
٦٩ ص
(٣٥)
تعريف سلطنت
٧١ ص
(٣٦)
مقايسه و ارزيابى
٧٣ ص
(٣٧)
نقد نظريه استاد شهيد صدر(قدس سره)
٧٣ ص
(٣٨)
فصل سوم آزادى و عليتاز ديدگاه فلاسفهى معاصر مغربزمين
٧٧ ص
(٣٩)
1 مسلك اختيارگرائى يا ناسازگارگرايان اختيارگرا
٨٢ ص
(٤٠)
الف نظريه عليت فاعلى يا عليت ذاتى
٨٥ ص
(٤١)
نقد نظريه عليت فاعلى
٨٨ ص
(٤٢)
ب نظريه نفى جبر ساده
٩٢ ص
(٤٣)
نقد نظريه نفى جبر ساده
٩٦ ص
(٤٤)
ج نظريه نفى جبر على
٩٧ ص
(٤٥)
بررسى تطبيقى و نقد نظريه نفى جبر على
١١٥ ص
(٤٦)
2 مسلك سازگارگرايان جبرگرا«مكتب سازگارگرايان»
١١٩ ص
(٤٧)
الف سازگارگرايان كلاسيك
١٢١ ص
(٤٨)
نظريه«آلفرد ژوليوس آير»
١٢١ ص
(٤٩)
مقايسه تطبيقى و نقد نظريه آير
١٢٨ ص
(٥٠)
ب سازگارگرايان نوين
١٣٢ ص
(٥١)
نظريه هارى فرانكفورت
١٣٢ ص
(٥٢)
بررسى تطبيقى و نقد نظريه سازگار گرايان نوين«نظريه هارى فرانكفورت»
١٤٧ ص
(٥٣)
3 مسلك ناسازگارگرايان جبرگرا
١٥٠ ص
(٥٤)
مقايسه تطبيقى و نقد
١٥٨ ص
(٥٥)
فصل چهارم نظريه وجوب«يا الزام» اخلاقى
١٦٣ ص
(٥٦)
بخش اول كليات نظريه«وجوب يا الزام اخلاقى»
١٦٤ ص
(٥٧)
تبيين شكلگيرى فعل ارادى
١٦٥ ص
(٥٨)
1 پاسخ پرسش نخستين تبيين رابطه بين فعل و اراده فاعل
١٦٦ ص
(٥٩)
2 پاسخ پرسش دوم تبيين سازگارى عليت با اختيار
١٧٧ ص
(٦٠)
3 پاسخ پرسش سوم مسئوليت انسان در رفتارهاى ارادى
١٨٠ ص
(٦١)
بخش دوم تطبيقات نظريه«وجوب يا الزام اخلاقى»
١٨١ ص
(٦٢)
تطبيق اول تطبيق نظريه مذكور بر اراده و فعل ذات بارى تعالى است
١٨١ ص
(٦٣)
تطبيق دوم تطبيق نظريه وجوب و الزام اخلاقى بر رفتار انسان فرد
١٨٢ ص
(٦٤)
تطبيق سوم تطبيق نظريه مذكور بر اراده و رفتار انسان اجتماعى يا جامعه انسانى
١٨٣ ص
(٦٥)
تطبيق چهارم مسئوليت فردى انسان نسبت به شخصيت و رفتار فردى و اجتماعى خود
١٨٥ ص
(٦٦)
تطبيق پنجم مسئوليت اجتماعى انسان
١٨٥ ص
(٦٧)
تطبيق هفتم تغيير پذيرى انسان فرد، و انسان اجتماعى
١٨٧ ص
(٦٨)
راهنماى واژگان
١٨٩ ص
 
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص

آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٣٥ - نظريه هارى فرانكفورت

خواستن قرار دارد، زيرا اين كه خواستن يك عمل را بخواهد هويّت و حقيقت اراده او را تبيين نمى‌كند، مع الوصف گوياى وضعيّت دوّمى است كه در اينجا وجود دارد، وضعيتى كه بنحوى با «اراده» ارتباط دارد. وضعيت دوّمى كه با قضيّه «A مى‌خواهد كه‌X را بخواهد» تبيين مى‌شود مربوط به چگونگى خواستن «X» است توسط فاعل: «A»، يعنى اين كه فاعل خواستن عملى را مى‌خواهد به اين جهت مربوط است كه فاعل مى‌خواهد كه خواستن او يا «اراده عمل» توسّط او چگونه باشد.

اين قضيه اين مطلب را نمى‌گويد كه «A» يعنى فاعل، «خواستن‌X » را مى‌خواهد بگونه‌اى كه «خواستن‌X » خواسته‌اى در ميان خواسته‌هاى ديگر باشد كه در ميان تزاحم خواسته‌ها بر خواسته‌هاى ديگر غلبه كند، و او را به انجام «X» متمايل يا وادار كند، بلكه اين مطلب را بيان مى‌كند كه «A» مى‌خواهد كه «X» را بگونه‌اى بخواهد كه عمل را نتيجه دهد، يعنى اراده منجر به عمل را مى‌خواهد. بنابراين معناى قضيّه فوق نه اين است كه‌A مى‌خواهد به انجام‌X تمايل داشته باشد و آن را همچون خواسته‌هاى ديگر بخواهد، و نه اين است كه‌A را نمى‌خواهد، بلكه معناى آن اين است كه‌A خواستن يا «اراده‌X » را مى‌خواهد به گونه‌اى از خواستن يا اراده كه علت تامه عمل باشد.

٦. بنابر آنچه گفته شد خواستن پسين از ديدگاه فرانكفورت بر دو گونه است: خواستن پسين به گونه‌اى كه همراه خواستنِ خواستن باشد، و خواستن پسين بگونه‌اى كه همراه خواستنِ خواستن نباشد. خواستنى كه منجر به عمل مى‌شود «يا خواستن پسين» گاه با اراده پسين صورت مى‌گيرد كه در اين صورت مى‌توان آن را «اراده پسين» يا «اراده خواستن پسين» ناميد، و گاه با اراده پسين صورت نمى‌گيرد، زيرا، اگر چه عمل با خواستن و اراده عامل انجام مى‌گيرد، لكن اين اراده عامل يا خواستنِ پسين او، محكوم اراده او نيست.

آنچه مميّز و معيار اصلى «ماهيت شخص» است نوع دوّم خواستن پسين است يعنى اراده خواستن پسين يا اراده پسين. ممكن است موجودى از خواستن پسين برخوردار باشد، يعنى اراده‌اى داشته باشد كه از ميان چند چيز يكى را برگزيند و آن را تحقق بخشد و عملى كند، لكن اين خواسته و اراده او با اراده او نباشد يعنى از اراده خواستن پسين برخوردار نباشد، نظير كودكان بلكه احياناً افراد بالغ و ميانسال يا سالخورده‌اى كه بر اراده خود كنترل ندارند، اينان اگرچه از خواستن پسين برخوردارند لكن فاقد اراده‌اى هستند كه اين خواستن پسين را كنترل كند، و