آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٠٠ - ج نظريه نفى جبر على
سؤالات مربوط به وجود آن- پرسش موجوديت آزادى- پاسخ بدهيم، بايد از استراتژىهاى عامل فوق عادى- و از جمله علّيّت فاعلى و ذاتى- دست برداريم، و راه نوى را آغاز كنيم.
نخستين گام در اين راه نو اينست كه بدانيم: نفى جبر مربوط به همه رفتارهاى آدمى نيست بلكه تنها در رابطه با رفتارهايى است كه آنها را رفتارهاى خود شكل دهنده[١] مىناميم. اين رفتارها در لحظههاى سختى شكل مىگيرند كه آدمى در ميان دو چشمانداز متفاوت از آنچه بايد بكند يا بشود قرار مىگيرد كه با يكديگر در رقابتند. در اين لحظهها هيجان و كششى به سوى نامعلوم و نامعيّن پديد مىآيد. در اينجا نوعى هيجان نامنظم در مغز پديد مىآيد كه آن را نسبت به حركتهاى نامعين و نامعلومى در دستگاه عصبى حسّاس مىكند.
كششها و جاذبههاى نامعينى كه در اين لحظه جستجو براى خود شكليابى احساس مىكنيم، در نامعلومى و عدم تعيّن پروسه فعاليت عصبى درون ما منعكس مىشود.
آنچه در اندرون ما به صورت يك پروسه نامعين و نامعلوم تجربه مىشود و سپس رفتار همگون فيزيكى را در پى دارد، پنجرهاى از فرصت را براى آدمى باز مىكند كه بطور موقت از تأثير كاملا جبرى حوادث و اوضاع گذشته بر رفتارهاى فعلى جلوگيرى مىكند.
و متقابلًا وقتى كارى را انجام مىدهيم كه برخاسته از محركهاى بالفعل يا حالتهاى شكل گرفته ماست راه عدم تعيّن و نفى جبر كاملًا بسته مىشود، و راهى جز جبر باقى نمىماند.
هنگامى كه در شرايط عدم تعيّن تصميم مىگيريم نتيجه جبرى نخواهد بود، زيرا مقدمات جبرى نيستند بلكه متعدّدو نا معيّنند. در اين چنين خودآفرينى و خود شكل دهى، ارادههاى قبلى فاعل به دو دسته مخالف تقسيم شدهاند، و هنگامى كه ميان اين دو مجموعه يكى را انتخاب مىكنيم و تصميم مىگيريم، در حقيقت يك مجموعه از علتهاى رقيب را بر مجموعه ديگر غلبه داده و حكمفرما كردهايم.
در اينجا به سبب تصميمى كه گرفتيم يك تلاش غير جبرى را به يك انتخاب حتمى تبديل كردهايم.
٩. همانگونه كه نفى جبر با آزادى منافات ندارد، با كنترل و مسئوليت فاعل نسبت به فعل خويش نيز منافات ندارد.
[١] .Self -forming Actions .