همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٧٦٨ - خطبه اول
نيست كه شما توانستهايد يك شكمِ سير، غذا بخوريد. شما گرسنگانى بوديد كه غذايى گيرتان نمىآمد كه بخوريد. به خدا حتى اگر دويست سال بعد از اين هم نزد من مىآمديد، دوست داشتم افراد ديگرى را به جاى شما انتخاب كنم و راه خود را گرفت و رفت.
در منزل بعدى، جمع ديگرى از سران مسلمانان با همان وضعِ سران شام به استقبال خليفه و همراهانش آمدند. در اينجا خليفه ناراحت شد و دستور داد كه لباسهاى آنها را بيرون بياورند و آتش بزنند.
در منزل سوم، ابو عبيده جرّاح با جمعى از سران و ارتش اسلام با لباس ساده از خليفه استقبال كردند. خليفه استقبالِ آنها را پذيرفت و با آنها معانقه نمود. وقتى كه خليفه مىخواست وارد شهر شود، به ايشان گفتند:
مناسب نيست كه شما با اين شتر و اين لباس ژنده وصلهدار وارد شهر شويد. اجازه دهيد تا لباس و مَركبِ ديگرى براى شما بياوريم.
اسب و لباسى از جنسِ كتانِ مصرى براى خليفه آوردند. خليفه لباسش را عوض كرد، سوار اسب شد و به سوى فلسطين حركت نمود. هنوز چند قدم بيشتر نرفته بود كه باز گشت و لباس و مركبِ خود را عوض كرد و با همان لباس و شتر اوّل، به سمتِ فلسطين حركت نمود. وقتى كه خليفه وارد فلسطين شد، مردم فلسطين كه حاكمان ثروتمندِ فراوانى را ديده بودند، ديدند خليفه مسلمانان در حالى كه لباس ژنده وصلهدارى پوشيده و بر شترى سوار است، آمده است.
مردم فلسطين دور خليفه حلقه زدند و به ايشان گفتند: به ما اماننامه بدهيد.
خليفه خودش آن اماننامه را امضا كرد و به آنها تحويل داد. آنها هم در عوض، كليد بيت المقدس را تحويل دادند. در آن اماننامه، نوشته شده بود كه جان، مال، مذهب، و معابد مردم فلسطين در امان است و هيچ كس حقّ اجحاف به آنها را ندارد و بايد با زائرانى كه از جاهاى ديگر براى زيارتِ قبر مسيح مىآيند، با كمال احترام برخورد شود.
آن اماننامه همچنان محترم بود و تا دوره هارون الرشيد به آن عمل مىشد. در دوره هارون الرشيد، مردم فلسطين، نامهاى به وى نوشتند و به او گفتند: ديگر به آن اماننامه عمل نمىشود و زائران قبر مسيح عليه السلام را اذيت مىكنند. هارون الرشيد دستور داد تا آن اماننامه را مجدداً احيا كردند و بر طبقِ آن عمل نمودند.
اسلام اين گونه با مردم ساير كشورها و مذاهب ديگر برخورد كرد و خدمات بسيار بزرگى به عالَم انسانيت ارائه نمود.
دين اسلام در همان چهار تا پنج قرن اولِ ظهور خود، مفاخر علمى و فرهنگىِ بسيار بزرگى تربيت نمود. بيشتر مفاخر علمى و فرهنگىِ ما، مانند فارابى، بوعلى سينا، زكرياى رازى، عمر خيام، اخوان الصفا، ابن جنيد، ابن ابى عقيل، شيخ مفيد، شيخ طوسى و سيد مرتضى همه مربوط به آن دوره هستند.
مسلمانان در آن دوره پايهگذار علوم مختلف و پيشقراولِ تمدن بودند و به گونهاى عمل مىكردند كه نزديك بود از نظر علمى و فرهنگى و تمدن، اروپا را تسخير كنند.
تا اينكه مسيحيت به فكر مقابله با اسلام افتاد و در سال ١٠٩٠ م. لشكركشىِ صليبىها عليه مسلمانان آغاز شد.
فرانسه، انگلستان، آلمان، ايتاليا، صربستان، و خلاصه تمام اروپا دست به دستِ هم دادند و جنگهاى صليبى را به راه انداختند. در دوره جنگهاى صليبى، در مدت دويست و هشتاد سال، اروپائيان هشت بار به مناطق مسلماننشين حمله كردند.
اروپائيان در ضمن جنگهاى صليبى، جنايات فراوانى مرتكب شدند. تا آنجا كه به