همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٥٥ - خطبه دوم
تو، يكى از سه مجازات بايد تعيين شود؛ كدام يك را مىخواهى؟
آن مرد گفت: كدام يك از آن مجازاتها از همه سختتر است؟ امير المؤمنين عليه السلام فرمودند: در آتش انداختن. آن مرد گفت:
همين را مىخواهم كه از همه سختتر است.
چالهاى حفر كردند و درونِ آن چاله، آتش افروختند.
آن مرد گفت: آيا اجازه دارم كه دو ركعت نماز بخوانم؟ يا اجراى حد نبايد به تأخير بيفتد؟ به او گفتند: مىتوانى نماز بخوانى.
آن مرد دو ركعت نماز خواند. سپس در نزديكىِ همان چاله آتشِ شعلهور، دستهايش را به سوى آسمان بلند كرد و گفت: خدايا! اين ولىّ تو و اين هم من، بنده مقصّرِ تو و اين هم آتش. چون ولىّ تو فرمود، من خودم را در آتش مىاندازم؛ اما تو هم در همين جا مرا پاك كن كه در آخرتْ ديگر عذاب نبينم.
سپس در حالى كه آتشْ زبانه مىكشيد، آن مرد آمد و خود را در آتش افكند.
حضرت على عليه السلام گريه كردند و افرادى هم در آنجا حضور داشتند، گريه كردند.
امير المؤمنين به آن مرد فرمودند:
از آتش خارج شو! خداوند توبه تو را پذيرفت و ملائكه آسمان بر تو گريستند.
آنگاه آن مرد در حالى كه قسمتى از بدنش سوخته بود، از آتش خارج شد.
اين مورد، نشان دهنده وجودِ فرهنگ ضدّ منكرات در ميان مسلمانان صدر اسلام است.
ما بايد كارى كنيم كه اين فرهنگ در جامعه ما پيدا شود.
رژيم پهلوى، پنجاه سال در اين كشور زحمت كشيد و منكرات را ترويج نمود تا اينكه كم كم قبحِ برخى از گناهان در ميان بعضى از مردم از بين رفته است. به عنوان مثال، ديده شده كه مردى از اعمالِ زشتِ زنش آگاه است، اما به دادگاه مىآيد و رضايت مىدهد كه زنش آزاد شود.
همچنين ديده شده كه پدر و مادرى متوجهِ اعمالِ زشتِ فرزندانشان هستند، ولى آن كارها را پردهپوشى مىكنند تا كسى خبردار نشود و آبرويشان از بين نرود.
اگر فرهنگ ما با منكراتْ سازگار باشد و ضدّ منكرات نباشد، بسيار بعيد است كه مبارزات حكومت عليه منكرات به نتيجه برسد.
هنگامى كه من مسئول قوه قضائيه بودم، عرض كردم كه براى مبارزه با منكرات، اول بايد اصلاحاتِ فرهنگى صورت گيرد.
در آن هنگام، شايد بعضىها فكر كردند كه من با گفتنِ اين سخن، مى خواهم بار مسئوليت را از روى دوشِ خودم بردارم و بر دوشِ رسانههاى گروهى بيندازم.
در آن زمان، زبانِ من كوتاه بود و نمىتوانستم از خودم دفاع كنم. اكنون كه مىتوانم از خودم دفاع كنم، عرض مىكنم كه من باز هم معتقدم كه بدون تلاشها و اصلاحات فرهنگى، مبارزه عليه منكرات بى نتيجه خواهد بود.
انشاءالله ارگانهاى فرهنگى كشور، در كنار ساير كارهاى مفيدشان، روى اصلاح فرهنگ عمومى كشور نيز كار و تلاش بنمايند.
يكى از كارهايى كه در اين راستا مىتوان انجام داد، اين است كه افرادى را كه در گردابِ منكرات افتاده و آبرويشان ريخته و بدبخت شدهاند، آنها را بياورند و به مردم نشان دهند.
آن افرادى كه در لجنزار منكرات لغزيدند، بايد براى مردم شرح دهند كه چگونه اسيرِ اين بلا شدهاند؟ چرا به فلان مرضِ مقاربتى مبتلا شدهاند؟ چرا از زندگى ساقط شدهاند؟ و چرا رسوا و بىآبرو شدهاند؟
به عنوان مثال، آنها احتمالًا به مردم خواهند گفت: من در ابتدا بد حجاب بودم، سرپرست نداشتم، با فلان گونه اشخاص