همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٧٠ - خطبه اول
و من لشكر و رزمنده به كمك شما فرستادم. اما نيروهاى من، براى شما قابلِ ديدن نبود.
«وَ عَذَّبَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ ذلِكَ جَزاءُ الْكافِرينَ»[١]
خداوند قبيله هَوازِن و همراهانِ آنها را شكست داد و آنها را تنبيه كرد. پاداش كفّار همين است.
در اينجا، آيه «ثُمَّ اعْجَبَتْكُمْ كثْرَتُكُمْ» مورد توجّهِ ماست. اين آيه مىگويد:
مغرور بودن، انتظاراتِ بالا داشتن، همه چيز را به گردن خدا گذاشتن، يواش يواش احساس مسئوليت نكردن، خود را به كنارى كشيدن و در فكرهاى ديگر فرو رفتن، اينها بلا است.
خداوند در آيات مختلفِ قرآن، مرتب مىخواهد به ما بگويد كه:
«امْ حَسِبْتُمْ انْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ ...»[٢]
[مىپنداريد كه به بهشت خواهيد رفت؟ و هنوز آنچه بر سرِ پيشينيانِ شما آمده، بر سرِ شما نيامده؟ ...]
شما به امتهاى ديگر و پيش از خود نگاه كنيد. ببينيد آنها چگونه بودند.
«... مَسَّتْهُمُ الْبَأساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا ...»[٣]
گرفتارىها و سختىها پشتِ سرِ هم آمدند. آن قدر گرفتار شدند كه پاهايشان لغزيد، دلهايشان لرزيد، فكرهايشان آشفته شد.
«... وَ زُلْزِلُوا حَتّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ ...»[٤]
[و متزلزل شدند تا آنجا كه پيامبر و مؤمنانى كه با او بودند، گفتند: پس يارىِ خدا كِى خواهد رسيد؟ ...]
كم كم همراهانِ پيامبر خدا مىگفتند:
پس امداد خداوند كجا است؟ يارىِ خداوند چه شد؟ چرا شرايط اين طور شد؟
«... الا انَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريبٌ ...»[٥]
كمكِ خداوند نزديك است؛ اما امدادِ خداوند شرط دارد. شرطش چيست؟
«انَّ الّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ الَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ ابْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتى كُنْتُمْ تُوعَدُونَ»[٦]
[بر آنان كه گفتند: پروردگار ما اللّه است و پايدارى ورزيدند، فرشتگان فرود آيند كه مترسيد و غمگين مباشيد، شما را به بهشتى كه وعده داده شده، بشارت است.]
[١]- همان.
[٢]- سورهبقره( ٢)، آيه ٢١٤.
[٣]- همان.
[٤]- همان.
[٥]- همان.
[٦]- سوره فُصّلت( ٤١)، آيه ٣٠.