همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٠١ - خطبه اول
ساير شرايط خود، ولايت فقيه را شناختهاند.
امروزه حتى كسانى كه در پايينترين حدّ سواد هم هستند، اين قدر نسبت به ولايت فقيه شناخت پيدا كردهاند كه مىدانند ولايت فقيه چيز خوبى است. (تكبير نمازگزاران)
انگيزه برخى از كسانى كه مىگفتند:
ما از جمهورى اسلامى چيزى نمىدانيم، مانند آن آقا كه مىگفت: «من شناختى نسبت به جمهورى اسلامى ندارم، پس به آن رأى نمىدهم»؛ انگيزه آنها از ادعاى ناآگاه بودن از جمهورى اسلامى، تنها اين بود كه از رأى دادن به جمهورى اسلامى طفره بروند و رأى مثبت به جمهورى اسلامى ندهند.
البته اين آقا حق هم داشت به جمهورى اسلامى رأى مثبت ندهد؛ زيرا بعد از اينكه پرونده او به دست آمد، معلوم شد كه اين شخص، جزو منابع خبرچين ساواك بوده است و يك عمر به عنوان فردى ملّى گرا سرِ مردم كلاه گذاشته است و به خاطر ماهى دو هزار يا دو هزار و پانصد تومان مستمرى، هر هفته با رفقاى ملّى گراى خود جلسه داشته و اخبار آنها را به ساواك مىداده است!
ما نظام جمهورى اسلامى را در سطح گستردهاى در كشور تحقق بخشيديم.
نتيجه و پيام اين نظام، تحوّل معنوى و عزّت مردم بود. امروز برادران و خواهران و فرزندان ما با اطمينان خاطر و آرامش به دنيا مىنگرند و در زير آسمان نيلگون، از هيچ قدرتى نمىهراسند. (تكبير) امروز ما به تعداد دانشآموزان و دانشجويانمان، سرباز و سپاهىِ سلاح به دست و مدافع اسلام داريم.
يكى از ويژگىهاى نظام ما اين است كه مسئولان مختلف كشورمان، مانند رئيس جمهور، نخستوزير، رئيس مجلس، نمايندگان محترم، قضات و ديگران، خودشان را خدمتگزار مردم مىدانند و از اين كه خودشان را رئيس بخوانند، اجتناب مىكنند و خود را مسئول مىنامند و در برخورد با سايرين مانند دو برادر رفتار مىكنند.
يكى ديگر از ويژگىهاى نظام ما اين است كه افراد به پستها، مقامها و رياستها دلبستگى ندارند. به خدا سوگند اگر من اين مطلب را باور نداشتم بر زبان نمىآوردم و آن اين است كه گمان مىكنم در زير آسمان، ايران تنها كشورى است كه در آن، افرادْ مقامها را تنها براى اداى وظيفه و تكليف شرعى خود قبول مىكنند.
غرب چگونه مىتواند انقلاب اسلامى ايران، جمهورى اسلامى و ارزشهاى فرهنگى آن را درك كند. فرهنگ و موازين فكرى آنها بر اساس رياستطلبى و مقامپرستى شكل گرفته است.
آنها براى به دست آوردن چند رأى بيشتر، خواهر و زن خود را وادار مىكنند تا برهنه در مجامع تبليغاتىِ آنها ظاهر شوند! چنين كسانى چگونه مىتوانند مردم ما و رفتارهايشان را درك و تحليل كنند؟
تعجبآور است كه بوقهاى تبليغاتى غربى، پى در پى خبر از جنگ قدرت در ايران مىدهند. چشمها و دلهاى آلوده به رياستپرستىِ آنها، چيزى جز رياستپرستى و جنگِ قدرتْ نمىبيند.
چندى پيش، از يكى از روحانيون كشور براى اداره يكى از شعبات ديوان عالى كشور دعوت مىكردم. ايشان عذر مىآوَرْد و از قبول مسئوليّت خوددارى مىكرد. هر قدر اصرار كردم، ايشان حاضر به قبول اين مقام نشد. بالاخره من ناراحت شدم و با تلخى از ايشان گله كردم؛ به ايشان گفتم: شما از انجام اين تكليف شرعىِ خود كوتاهى مىكنيد.
ما به نظام جمهورى اسلامى رأى داديم و