همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٧٨٧ - خطبه اول
اى مسلمانان دنيا! كمك و ارشاد و راهنمايى، مخصوصِ خداوند است. در ادامه همين آيه، خداوند مىفرمايد:
«وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ اهْوائَهُمْ بَعْدَ الَّذى جائَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِىٍّ وَ لا نَصيرٍ»[١]
[اگر از آن پس كه خدا تو را آگاه كرده است از خواسته آنها پيروى كنى، هيچ ياور و مددكارى از جانبِ او نخواهى داشت.]
خداوند مىفرمايد: بعد از آنكه من به شما قدرت و شوكت دادم و شما را يارى كردم تا دنيا را گرفتيد و تمدن اسلامى را بر پايه عدل استوار كرديد، اگر بخواهيد از راه من كنار برويد و به خدا و قرآن پشت كنيد و آشكارا و با افتخار، جوانان مسلمان را به عنوان بنيادگرا، زندان و اعدام كنيد، در اين صورت:
«ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِىٍّ وَ لا نَصيرٍ»[٢]
[هيچ ياور و مددكارى از جانبِ او نخواهى داشت.]
ديگر من با شما دوست نيستم و به شما كمك نخواهم كرد.
امروز مسلمانان، دوران ننگينى را سپرى مىكنند. بعد از آن همه عظمت و تمدنِ درخشان، به خاكِ ذلت نشستهاند و از آمريكا و روسيه تقاضاى كمك مىكنند. علىاف از كشور آذربايجان به روسيه مىگويد: تو بيا و در برابر ارمنستان به ما كمك كن.
اين چه طرز فكرى است؟ روسها مسلّماً به ارمنستان كمك مىكنند نه به آذربايجان!
اصلًا لشكر روسيه در جنگ قرهباغ حضور دارد و عليه مسلمانان مىجنگد.
همچنين روسيه در بوسنى و هرزگوين عليه مسلمانان مىجنگد. با وجود اين، آقاى علىاف! شما به روسيه متوسل مىشويد كه به شما كمك كند؟
اولين دليلِ از دست رفتنِ عظمت و تمدن درخشانِ اسلامى و ضعيف شدنِ ما مسلمانان اين است كه ما اصل وحدت را كه اسلام آن قدر بر آن تأكيد نموده است، زير پا گذاشتهايم. خداوند در قرآن با صراحت فرموده است:
«وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ»[٣]
[و با يكديگر به نزاع بر مخيزيد كه ناتوان شويد و مهابت و قوّتِ شما برود.]
با يكديگر دعوا و نزاع نكنيد. بر سرِ مرز با هم دعوا نكنيد. وقتى كه دو كشور اسلامى بر سرِ چند متر زمينِ مرزى با هم مىجنگند، مجبور مىشوند كه تمام درآمد مملكت را براى خريد سلاح به آمريكا بدهند. اين نزاعها بر اساسِ چه منطقى صورت مىگيرد؟
ما قرآن، خداوند و وحدت اسلامى را كنار گذاشتهايم و به دعواى نژادى و قبيلهاى و مذهبى با يكديگر پرداختهايم. به دليل همين اختلافات بود كه مسيحيان توانستند از سال ١٠٩٢ م. تا سال ١٢٧٥ م. طى مدت دويست سال، هشت جنگ صليبى را عليه ما به راه بيندازند و تعداد بسيار زيادى از مسلمانان را قتل عام كنند.
مسيحيان مىخواستند در جنگهاى صليبى همه مسلمانان را بكشند؛ اما به يارى خداوند، آنها نتوانستند كه به همه اهدافشان دست يابند.
خداوند به ما فرموده است: اگر شما با يهود و نصارا دوست باشيد، به همين سرنوشتِ ذلتبارِ امروزى گرفتار مىشويد.
اگر مىخواهيد از اين ذلتْ نجات يابيد و به عظمت و عزتْ دست پيدا كنيد، راهِ شما اين است:
«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ اذْ كُنْتُمْ اعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ اخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَانْقَذَكُمْ
[١]- همان.
[٢]- همان.
[٣]- سوره انفال( ٨)، آيه ٤٦.