همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٧٢ - خطبه اول
عزّتمان، ايمان به خداوند و تعهد داشتن به اسلام است.
برادران و خواهران عزيز! ما سال ١٣٥٨ و ١٣٥٩ را با همه مشكلات و سال ١٣٦٠ را با همه مصيبتهاى طاقتفرساى آن پشت سر گذاشتيم. از نيمه دوم سال ١٣٦٠ ه. ش. تا كنون، نزديك به يك سال مىگذرد.
به لطف پروردگار، در اين مدت، جامعه و امّت ما حركت كرد، يكپارچه و هماهنگ شد و شروع به خدمت نمود.
الحمد للّه نتيجه تلاش مردم بسيار خوب بود و موجب تثبيت شرايط اجتماعى گرديد.
من اين مطلب را با اطمينان خاطر عرض مىكنم و قصد شعار دادن ندارم.
به تناسبِ مسئوليتى كه بر عهده بنده است، معمولًا شكايتها، شِكوهها، گلايهها و در هم ريختگىها به ما منعكس مىشود.
حتى هنگامى كه در اتاق در بسته نشستهايم، با آهها، نالهها، شِكوهها و شكايتها مواجه هستيم. اين برخوردها احتمالًا موجب ايجاد نوعى روحيه بدبينى به شرايط كشور مىشود؛ زيرا اين نالهها و خرابىها هر يك خبر از خرابىِ جايى مىدهد.
اخيراً به چهار استان كشور مسافرت نمودم.
در استانها، تلاش كردم با امام جمعهها، امام جماعتها، علماى ساكن در منطقه، مسئولان نهادها و ارگانها و حتى نمايندگان اصناف مردم تماس بگيرم و از مراكز مختلف مانند زندان و غير آن، بازديد كنم.
در هر چهار استان، با گروههاى مختلف مردم ملاقات كردم و به درد دلهاى آنها گوش فرا دادم. كمبودها و كاستىها را شنيدم.
مشكلاتى را كه مطرح مىكردند، از اين قبيل بود كه به عنوان مثال، در رسيدگى به يك پرونده، به نظر شاكى، عدالتْ اجرا نشده بود يا دو نفر از شخصيتهاى محلّى با يكديگر ناهماهنگ و ناسازگار بودند.
اين گونه مشكلات در سطح معيّنى، مشكلات طبيعىِ هر جامعه و حكومتى است و شايد هرگز در هيچ جامعهاى ريشهكن نشود.
وقتى مشكلاتِ جامعهاى محدود به اين گونه كمبودها و كاستىها شود، اين امر نشانِ سامان يافتن و تثبيتِ شرايط سياسىِ آن جامعه است.
قبل از سفر به مازندران، يكى از نگرانىهايم مشكل جنگل و توطئه گروهكها در آنجا بود. وقتى به آنجا رفتم، ديدم مشكلى به عنوان بحران جنگل مطرح نيست. البته ضد انقلاب، فعاليتها و توطئههايى در آنجا مىكند؛ اما ناچيز و محدود است. چنانكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در اين حديثِ شريف فرمودهاند، وضعيت امروز شما، تفاوت فراوانى با وضعيت ديروزتان يافته است. امروز وضع جامعه تثبيت شده است.
نمايشگاهى كه در هفته گذشته داشتيم و با آن شكوه و استقبالِ بىنظير برگزار شد، نشانگر شكوفايى استعدادها و تلاش و كوشش مردم بويژه جوانان و بارور شدن بذر اميد در قلب نيروهاى متخصص و فعال مردم است.
در نتيجه همه مردم، هماهنگ و هم جهت، به سوى خودكفايى و قطع وابستگى، پيش مىروند. بدنهاى مردم از يكديگر جدا است؛ اما با فكرهايى به هم پيوسته، هدف واحدى را دنبال مىكنند.
اينها همه نشان دهنده سامان يافتن شرايط سياسى و برقرارى امنيّت اجتماعى در جامعه است.
بدون شك آنها كه منافع نامشروع خود را در اثر انقلاب از دست دادهاند، با ديد مثبت به انقلاب نگاه نمىكنند و اين امرى بسيار طبيعى است. نقل شده است كه عبدالله بن ابىّ به پيامبر اكرم ناسزا گفت. پيامبر صلى الله عليه و آله متأثر شد. شخصى كه در حضور ايشان بود،