همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٦٩١ - خطبه اول
اما يك كمبود و خلأ معنوى در زندگىِ آنها احساس مىشود كه مشكلات فراوانى برايشان به وجود آورده است. حال، اين مشكلات معنوى يا در اثر دستاوردهاى همان تمدن مادّى به وجود آمده و يا اينكه اين مشكلات را از قبل داشتهاند و تمدّن مادى نتوانسته است آن را درمان كند.
از تجربه كشورهاى غربى فهميده مىشود كه زندگى بشر تنها از جنبه مادّى ساخته نشده است، بلكه جنبه ديگرى هم دارد؛ جنبه معنوى، روحى، اخلاقى و يا هر نام ديگرى كه مىخواهيد بر آن بگذاريد.
در نتيجه خلأ و كمبود آن جنبه معنوى، مشكلات معنوى خاصّى براى انسان به وجود مىآيد كه راه حلّ مادّى ندارد و بايد آنها را از همان راههاى معنوى و روحى، برطرف نمود.
غربىها نيز خودشان كمبود و خلأ مادى در جامعههايشان را احساس كردهاند و در به در دنبال راه حلهاى اخلاقى، معنوى، فكرى، عقيدتى و تربيتى براى مشكلاتشان مىگردند.
جنبه معنوىِ وجود انسان، همان چيزى است كه مكتب انبيا و بسيارى از مكتبهاى فلسفى و اخلاقىِ مشرق زمين بر آنها استوار شده است.
خلاصه اين كه مسائل معنوى در زندگى انسان، تأثير و اهميتِ فراوان دارد. اگر بيش از پنجاه درصد از زندگى انسان، تحت تأثير مسائل معنوى نباشد، حد اقل پنجاه درصد از زندگىِ انسان تابع مسائل معنوى است.
ما مسلمانان اگرچه از نظر مسائل مادى عقب مانده باشيم يا عقب رانده شده باشيم، اما از نظر مسائل معنوى بسيار غنى هستيم و مكتبها، كتابها، آثار، نوشتهها، نظمها و نثرهاى معنوىِ فراوانى داريم. ما در مسائل معنوى، ذخاير گرانبها و ارزشمندى داريم كه غربىها مانندِ آن را ندارند.
افراد فراوانى هستند كه در ميان ما از نظر مسائل معنوى و فكرى و مانند آنها، جزو افراد معمولى محسوب مىشوند؛ اما همين افراد هنگامى كه به غرب مىروند، غربىها از آنان به عنوان شخصيت بزرگ، دانشمند و استاد ياد مىكنند. آنها را براى صحبت كردن، دعوت مىكنند. كتابهايشان را ترجمه مىكنند و آثارشان را مورد بررسى و تحقيق قرار مىدهند.
از نظر كاربردى، امور مادّى كاربردِ فراوانى در ميدان جنگ، در صلح، در سياست و در مسائل اجتماعى دارد اما امور معنوى نيز به معناى انزوا، گوشهگيرى و عقبماندگى نيست. اگر كسى چنين قضاوت كند، يك قضاوتِ ناآگاهانه مرتكب شده است.
اگر عميقاً مطالعه كنيم، مىبينيم كه امور معنوى، تأثير بسيار فراوانى در زندگىِ انسان دارند. يك مثال روشنِ آن، كه ما با همه وجودمان آن را ديديم و احساس كرديم، همين انقلاب شكوهمند ايران بود.
در اين انقلاب و در جنگ تحميلى، رويدادهايى پيش آمد كه در آنها، ماديات در برابر معنويات ايستاد و با هم مقابله كردند و همه ما ديديم كه كاربردِ معنويات بسيار قوىتر بود. به همين دليل هم انقلاب صورت گرفت و به يك پيروزى شكوهمند دست يافت و سپس به خارج از ايران نيز صادر شد.
در جنگ تحميلى، همه دنيا با تمام قدرت عليه ايران به ميدان آمدند و در برابر ايران ايستادند و از دشمن ايران حمايت كردند؛ اما نتوانستند معنويت را شكست دهند.
(تكبير نمازگزاران)
همه ما اين حوادث را با تمام وجودمان لمس كرديم و چه انقلابى باشيم يا ضد انقلاب و چه از انقلاب خوشمان بيايد يا نيايد، اگر ذرهاى انصاف داشته باشيم، با مرور حوادثِ يكى دو دهه اخير در ذهنمانْ بحرانها، مصيبتها، مقاومتها و شهادتها، فداكارىها، قناعتها، زهدها، و