همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٢٩ - خطبه اول
امروز ديگر زمانِ آن نيست كه وقتى بچههاى مردم مىخواهند به مدرسه بروند، از دستِ باندهاى بچه دزد، امنيت نداشته باشند و خانوادههاى آنها مجبور باشند آنها را به مدرسه ببرند و بياورند كه مبادا كسى بچههاى آنها را بدزدد.
همچنين امروز زمانِ آن نيست كه كسى كه مىخواهد با ماشين از كرج به آذربايجان برود، از آن بترسد كه در بينِ راهْ سرش را ببُرند.
من به اشرار و باندهاى فساد، اعلام خطر مىكنم! آنها بايد بدانند كه كلهاى كه فكرِ شرارت در آن باشد، جايش بالاى دار است. (تكبير نمازگزاران و شعار «موسوىِ قهرمان، پيروِ خطّ امام»)
از حمايتهاى شما تشكر مىكنم.
اجازه بدهيد سخنانم را ادامه دهم.
قوه قضائيه در حالى كه مبارزه با باندهاى جنايت و فحشا را در اولويت قرار داده است، فعاليتهاى ديگرش را هم با جدّيّت انجام مىدهد. يكى از فعاليتهاى ديگرِ قوه قضائيه، مبارزه سرسختانه و بى امان با تروريستهاى اقتصادى است. من چند نمونه از آن را براى شما نقل مىكنم.
يكى از جواهر فروشانِ بازار تهران كه بيشترِ شما با نامِ او آشنا هستيد، به جرمِ قاچاقِ ثروتِ مملكت به خارج از كشور و به جرم يك عمر ارتباط با دربار فاسد پهلوى دستگير شد. پس از مدتها، رسيدگى به پرونده اين شخصْ تمام شد و حكمش صادر و اجرا شد.
قاضى اين پرونده به من گزارش داد كه من در مورد اين جواهر فروش، تا آنجا كه مىتوانستم، چشمپوشى كردم. با وجود تمام چشمپوشىها اين فرد حدود دويست ميليون تومان بدهكار شد.
در پايان رسيدگى به پرونده، جواهر فروشِ مجرم به قاضى گفته بود: شما كه اين پول را از من مىگيريد، خودتان آن را برداريد و از آن استفاده كنيد. قاضى به مجرم گفته بود: اگر شما به جاى من بوديد، اين پول را چگونه هزينه مىكرديد؟
جواهر فروش گفته بود: اگر من به جاى شما بودم، اين پول را به بيمارستان مىدادم تا به وسيله آن، دستگاه دياليز براى معالجه بيمارستانِ كليوى بخرند. قاضى هم دستور مىدهد كه صد ميليون تومان از آن را به بيمارستان هاشمىنژاد و صد ميليون تومانِ بقيه را به بيمارستان قلب بدهند تا به وسيله آن دستگاههاى مورد نيازشان را خريدارى كنند.
جواهر فروش وقتى ديده بود كه مىخواهند پولها را به بيمارستان بدهند، گفته بود: من پولها را به طور اقساطى پرداخت مىكنم. قاضى پاسخ داده بود كه:
خير، اينها را به صورتِ نقد پرداخت كن.
آن قسمت از ثروتت را كه خودت مىخواهى بردارى، به طور اقساطى بردار!
دومين مورد از مبارزه با تروريستهاى اقتصادى، رسيدگى به پرونده خانِ كرمان است. همه كرمانىها او را مىشناسند.
به اعتراف خودش ساليانه صد ميليون تومان درآمد خالص از اموالش به دست مىآورد.
از مقدار درآمد خالصش، خودتان اصلِ ثروتش را حدس بزنيد.
جُرمِ خانِ كرمان، وابستگى به رژيم سابق، استثمار كارگران و كشاورزان، و ندادنِ ماليات و حقوق شرعى بود.
قاضى به او گفته بود كه بايد حقوق كارگران و كشاورزانت را به آنها بپردازى.
خانِ كرمان گفته بود: من حقوق كارگرانم را پرداختهام. اين مقدارِ باقى مانده مال خودم است و براى به دست آوردنِ آنها زحمت كشيدهام.
قاضى به او گفته بود: براى به دست آوردن اين ثروت، چه كار كردهاى؟ خانِ كرمان