همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٨٣ - خطبه اول
«وَ اذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ امْناً»[١]
[و كعبه را جايگاه اجتماع و مكان امنِ مردم ساختيم.]
پس اين خانه، خانه مردم و خانه امن است.
اين خانه، نه تنها براى انسان و جانوران، بلكه در برخى از موارد، حتى براى نباتات هم امن است.
امن بودنِ خانه خدا، آن قدر در نزد مردم مسلّم بود كه وقتى يك عرب در آنجا مورد ستم قرار گرفت، اين امر سبب شد كه «حَلْفُ الفُضُول» يا پيمان جوانمردان به وجود آيد. رسول الله صلى الله عليه و آله قبل از نبوت، به همراه عموهايش در اين پيمان شركت كرد و بعدها به شركت در اين پيمان، افتخار مىنمود.
شركت كنندگان در اين پيمان، سوگند ياد كردند كه اگر كسى در كعبه، مسجد، مكه و يا حرم، مورد ستم قرار گرفت، تا انتقامِ او را از ظالم نگيرند، آرام ننشينند. ايمنى و امن بودن مسجد الحرام اين قدر در نزد مردم مسلّم و ثابت بود.
مكه، تاريخ شيرينى دارد. پس از وفات حضرت اسماعيل عليه السلام، اداره مكه در دستِ فرزندانِ او بود. سپس طايفهاى به نام «جُرهُم» بر حجاز و مكه مسلط شدند و كعبه را از دستِ فرزندان اسماعيل ربودند.
از آنجا كه خانه كعبه مورد احترام همگان بود و موقعيت بسيار ممتازى داشت، همواره قبايل مختلف عرب، بر سر اداره آن با يكديگر نزاع مىكردند. قبيله جُرْهُم پس از اينكه بر مكه مسلط شدند، كم كم مكه را دكّانِ خودشان كردند و با سوء استفاده از كعبه و به وسيله زر و زور بر مردم سوار شدند و به آنها ستم كردند.
سپس «عمالقه» آمدند و با جُرْهُم درگير شدند و آنها را از مكه بيرون كردند.
جُرْهُم وقتى مىخواستند از مكه عقبنشينى كنند، هر چه را كه توانستند، تخريب كردند.
چاه زمزم را كور كردند و طلاها و ثروتِ خانه كعبه را دزديدند و با خود بردند.
بعد از عمالقه، «بنى خزاعه» آمدند و سپس نوبت به دوره «قريش» رسيد. قريش، خانه كعبه را بتخانه كردند و بتهاى هُبَل، عُزّى، اساف و نائله را ساختند. هر يك از بتها را در گوشهاى از مكه قرار دادند. يكى را بر بالاى كوه صفا و ديگرى را بر بالاى مَروه گذاشتند.
در هر گوشه مسجد الحرام، بتى از جنس چوب يا فلز يا گِل گذاشتند. افراد زورمند و قلدر، هر كدام قسمتى از مسجد الحرام را به خود اختصاص دادند.
وضع مكه به همين صورت بود، تا زمان پيامبر گرامى اسلام فرا رسيد. رسول الله صلى الله عليه و آله عاشق كعبه و مكه بود؛ اگر چند هفته، چند روز يا حتى چند ساعت، كعبه را نمىديد، آرامش خود را از دست مىداد. اما محيط و جوّ مكه آنچنان نامناسب بود كه اصلًا پيامبر صلى الله عليه و آله را نمىپذيرفت.
برخى اوقات كه پيامبر صلى الله عليه و آله براى عبادت و دعا و زيارت، وارد كعبه مىشد، مورد تهاجم قرار مىگرفت. حتى يكى دوبار در مسجد الحرام، پيامبر را تا سَر حدّ كشتن، كتك زدند.
پيامبر صلى الله عليه و آله براى عبادت، در غار حرا تحصن و اعتكاف مىكرد. از آنجا، هر وقت اراده مىكرد، به كعبه نگاه مىكرد و هم از آن جوّ نامناسب كعبه و دسترسِ زورمندان قريش، به دور بود.
با يارى خداوند، در سال هشتم هجرت، مكه فتح شد. يكى از كارهاى مهمّ پيامبر صلى الله عليه و آله در مكه، كوتاه كردن دستِ زورمندان قريش از كعبه و بيرون ريختنِ بتها بود. پيامبر صلى الله عليه و آله به على بن ابى طالب عليه السلام فرمود بتها را از بام كعبه، پايين بيندازد.
[١]- همان، آيه ١٢٥.