همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٩٠ - خطبه اول
كه در هر موردى كه در اسلامى كردنِ كارها موفق بودهايم، به همان اندازه، كارْ پيشرفت كرده و مشكلاتْ حل شده است؛ بنا بر اين بايد كمر همت ببنديم، آثار فرهنگ شومِ غربى را از جامعه خود پاك كنيم و به اسلام باز گرديم تا انشاءالله همه مشكلات ما حل شود.
احساس مىشود كه در بازگشت به اسلام، لحظه به لحظه فرصتها نيز براى ما بسيار مهم است و حتى يك لحظه را هم نبايد از دست بدهيم. ما مىخواهيم فرهنگ اسلامى را در تمام سطح گسترده اجتماع، پياده كنيم.
براى اين منظور، بايد بقاياى آثار فرهنگ تحميلىِ غربى از بين برود و تمام گوشه و كنار مملكت، هماهنگ با يكديگر، پيروِ فرهنگ اسلامى باشد.
اسلامى شدنِ تنها گوشهاى از جامعه، مانند سپاه، ارتش، بسيج يا دادگاه انقلابْ بسيار خوب و مطلوب است؛ اما تا هنگامى كه همه ابعاد جامعه، هماهنگ با يكديگر اسلامى نشوند، مشكلاتِ ما برطرف نخواهد شد.
ما مىخواهيم به طور كامل، به اسلام باز گرديم؛ اما از كجا بايد شروع كنيم؟
ظاهراً از خيلى جاها مىتوان اسلامى شدن را آغاز كرد.
اسلام بخشهاى مختلفى دارد؛ مانند بخش احكام، عبادات، معاملات، نظام اقتصادى، اخلاق و غيره. در ميان مجموعه فرهنگ و معارف اسلامى، يك نظام حقوقى نيز داريم.
نظام حقوقى اسلام، بسيار گسترده و فراگير است. به نظر مىرسد كه اگر ما نقطه شروعِ بازگشت به اسلام را، نظام حقوقى اسلام قرار بدهيم، شايد بيشتر موفق شويم و زودتر هم به نتيجه برسيم.
دولتهاى غربى از شعار حقوق بشر به عنوان ابزارى براى رسيدن به اهدافِ سلطهجويانه و استكبارىِ خود استفاده مىكنند.
هر كشورى كه بخواهد مستقل زندگى كند، جلساتِ حقوق بشر غرب، آن كشور را محكوم مىكند.
اما اسلام براى هيچ دولت و فردِ قلدر و سلطهگرى چنين حقّى را قائل نشده است كه در باره ديگران تصميم بگيرد؛ زيرا از نظر اسلام، انسانِ بىايمان، ارزشِ انسانى ندارد و به همين دليل، خطابهاى احكام و پيامهاى حقوقىِ اسلام، تحت عنوانِ «مؤمن» يا «مُسلِم» است.
به هر حال وضعيتِ حقوق انسان در حقوق بشر غربى، رسواتر از آن است كه نياز به بررسى داشته باشد.
نظام حقوقى اسلام، نظامى منسجم و هماهنگ و فراگير است. در اين نظام، عقيده در كنار انسان، قرار داده شده است.
نظام حقوقى اسلام، طرح خود را با وضع حقوق انسان بر خويشتن آغاز كرده است.
اين نظام، انسان را مجموعهاى از اجزاى متفاوت مانند روح، مغز، جسم، دست، پا، چشم و غيره مىبيند و براى هر يك از اين اجزا، حقّى بر انسان قائل است كه تحت عناوينِ حقّ دست بر انسان، حقّ چشم بر انسان، حقّ روح بر انسان و ... مطرح مىشوند.
از آنجا كه هر يك از اجزاى انسانْ حقّى بر انسان دارند، حتى اگر انسان در مكانى كاملًا دور افتاده و حتى به دور از هر فردِ ديگرى زندگى كند، باز هم انجام هر كارى كه موجب ضرر زدن به بدن يا روح انسان شود، حرام است.
به همين دليلْ خودكشى در اسلام، حرام و ممنوع است؛ زيرا موجب تجاوز به حقّ خويشتن است و همچنين اكثر فقها فرمودهاند كه اعتياد حرام است، زيرا موجب ظلم و ستم به حقّ خويشتن است.
اگر ديگر نظامهاى حقوقى، فكر مىكنند