استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٩٤
شرايط و اجزا اجزا و شرايط.
شرط اجزا و شرايط.
شرط متأخر: شرطى كه صحّت فعل، منوط به تحقّق آن شرط بعد از انجام دادن فعل است.
شرع: شريعت، دين، آيينى كه از طرف خداوند براى بندگان آمده است.
شغله السفر: كسى كه شغل و كار او خودِ سفر كردن است، مثل راننده.
شغله فى السفر: كسى كه كار و شغل او در سفر انجام مىشود و سفر مقدّمه شغل اوست، مثل كاسب دورهگرد يا معلّمى كه براى تدريس كردن مسافت شرعى را طى مىكند.
شوط: يك بار گرديدن به دور خانه كعبه از حجر الاسود تا حجر الاسود؛ يك بار سعى كردن بين صفا و مروه.
شهادت: گواهى دادن.
شهادت ثالثه: شهادت و گواهى دادن بر ولايت حضرت على عليه السلام.
شهادتين: شهادت دادن بر وحدانيت خداوند متعال و رسالت پيامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد صلى الله عليه و آله.
شهرت: رواج و انتشار چيزى؛ آشكار شدن مطلبى براى همه افراد.
شياع: شايع شدن، همگانى شدن.
شيعه: مسلمانى كه معتقد به خلافت بلافصل على بن ابى طالب و اولاد آن حضرت عليهم السلام بعد از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است.
صحّت: درستى عمل، مطابق بودن عمل با حكم شرعى كه باعث مىشود آثار شرعى بر آن عمل بار شود؛ صحّت از احكام وضعى محسوب مىشود.
صدق عرفى: صدق كردن در نزد عامّه مردم.
صدق كردن: تطبيق يك عنوان بر يك چيز خارجى يا يك عمل، مثلًا تطبيق متجاهر به فسق بر كسى كه آشكارا شراب مىخورد كه در اين صورت مىگويند متجاهر به فسق بر اين فرد صدق مىكند.
صدقه: بخششى كه مشروط به قصد قربت است.
صغير: غير بالغ.
صفا: كوه معروفى كه در مكه در نزديك خانه كعبه قرار دارد و حاجى، سعى را كه يكى از واجبات عمره و حج است، بين اين كوه و كوه مروه انجام مىدهد.
صفات رذيله: صفاتى كه نشانه پستى و بدى دارنده آن صفات است.
صلح، مصالحه: سازش دو طرف؛ عقدى كه در آن شخصى با شخص ديگر سازش مىكند تا در مقابل عوضى، مقدارى از مال يا منفعت مال خود را ملك او كند يا از طلب يا حقّ خود بگذرد.
صله رحم: پيوستگى و نيكى و احسان با خويشاوندان و نزديكان.
صوفى: پيرو طريقه تصوّف.