استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٩٤ - استطاعت مالى
[١٨٤٨] سؤال ١٢: كسى به واسطه داشتن ملك بزرگى مستطيع شده، ولى فعلًا كسى ملك او را نمىخرد تا به مكه برود. آيا لازم است براى رفتن به مكه قرض كند تا در فرصت مناسب ملك خود را به فروش رساند و قرضش را ادا كند يا مىتواند تا زمان فروش ملك، رفتن به حج را به تأخير اندازد؟
پاسخ: در فرض مذكور، چنانچه قرض كردن براى او مشكل نباشد و پس از بازگشت بتواند به آسانى آن را پرداخت كند، مستطيع است و بايد قرض كند و تأخير حج جايز نيست.
[١٨٤٩] سؤال ١٣: كسى مالى دارد كه به وسيله آن مستطيع مىشود؛ ولى آن مال در دسترس او نيست. وظيفه اين فرد در مورد حج چيست؟
پاسخ: چنانچه مطمئن است كه مال مذكور قابل تحصيل است، مستطيع است و موظّف است در صورتى كه قرض گرفتن براى او مشكل نباشد و به آسانى بتواند آن را بپردازد، قرض بگيرد و حج را انجام دهد، والّا لازم نيست.
[١٨٥٠] سؤال ١٤: آيا كسى كه با قرض كردن حج به جا مىآورد، كفايت از حَجّة الاسلام مىكند يا خير؟
پاسخ: اگر مستطيع نباشد و براى حج قرض كند، حجّ او مجزى از حَجّة الاسلام نيست، هر چند بتواند به سهولت قرض خود را ادا نمايد و اگر بدون قرض كردن، مستطيع باشد، ولى قرض كند و با پول قرضى حج را به جا آورد، مجزى از حَجّة الاسلام است.
[١٨٥١] سؤال ١٥: اگر كسى كه براى حج مستطيع شده، قبل از رفتن به حج، همسرش مهريه خود را مطالبه نمايد و با پرداخت مهريه او از استطاعت خارج شود، آيا باز هم رفتن به حج بر او واجب است يا خير؟
پاسخ: اگر در سالهاى قبل مستطيع بوده و مىتوانسته به حج برود و نرفته و حج بر او مستقر شده و سپس همسرش از او طلب مهريه نموده، چنانچه امكان