انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٧٨ - اضطرار و حرام
تكاليف انسان را، وسع و توانايى وجودى وى دانسته است؛ همانند آيه (لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها).[١]
گاه براى مكلف شرايطى پيش مىآيد كه مجبور مىشود براى حفظ جان خود از حرام استفاده كند؛ قرآن با مورد توجه قرار دادن اين احتمال، در آياتى چند به آن پرداخته است؛ برابر اين آيات، انسان در شرايط اضطرار و عسروحرج مىتواند به مقدار رفع ضرورت و دفع عسر از حرام بخورد؛ چنان كه در سوره بقره، نحل، انعام و ... با عبارت (فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ)[٢] بدان اشاره شده است؛ اضطرار ياد شده در آيه، تنها مجوز خوردن از حرام به مقدار «سد رمق» بوده و خوردن بيش از اين مقدار روا نيست؛ ازاينرو بيشتر مذاهب اسلامى سير خوردن را حرام مىدانند؛[٣] در اين پيوند از نگاه راوندى ضرورتى كه خوردن مردار را مباح مىكند، ترس از تلف شدن جان در اثر گرسنگى است.[٤]
از نظر سبزوراى، آمدن قيد «غير باغ او عاد» پس از واژه اضطرار در آيات، تذكر به اين نكته است كه براى هيچ كسى تحديد و تفسير اضطرار از سوى خودش روا نيست. ذكر صفت غفران الهى نيز اشاره به اين معناست كه در موارد اضطرار، خوردن از حرام معصيت نيست؛ چرا كه جواز آن اعلام شده است و از آنجا كه اندازه و مقدار «ضرورت» به مردم موكول شده است و افراد اندكى به اندازه ضرورت اكتفا مىكنند، ازاينرو گريزى از نياز به غفران الهى نيست.[٥]
[١]. بقره: ٢٨٦:« خداوند هيچكس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند».
[٢]. بقره: ١٧٣.
[٣]. التفسير المنير فى العقيدة والشريعة والمنهج، ج ٨، ص ٢١.
[٤]. فقه القرآن، ص ٢٦٨.
[٥]. إرشاد الأذهان إلى تفسير القرآن، ج ٢، ص ٣٠٩.