انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٣٧ - معناشناسى حرام
اصطلاح «حرمت» در قرآن كريم با واژهها و تعبيرهاى گوناگونى بهكاررفته است از جمله ماده «حرم» به همراه مشتقات آن، هشتادوسه بار در قرآن آمده است. واژه «حرام» سهبار، بدون اضافه يا تركيب با واژه و حرف ديگرى، در قرآن تكرار شده كه در دو مورد در آيات (وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ)[١] و: (قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالًا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ)[٢] در مقابل واژه حلال، و در آيه (وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ)[٣] به معناى «ممنوعيت» بهكاررفته است.
حرام به شكل «الحرام» (با اضافه الف و لام) نيز بيستوسه بار در قرآن تكرار شده است كه در بيستويك بار به شكل «مسجد الحرام»[٤] و تنها در آيه (جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ الْهَدْيَ وَ الْقَلائِدَ ذلِكَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ)[٥] به دو واژه «بيت» و «شهر» اضافه شده است. ديگر
[١]. نحل: ١١٦:« و براى آنچه زبان شما به دروغ مىپردازد، مگوييد:" اين حلال است و آن حرام"».
[٢]. يونس: ٥٩:« بگو:" به من خبر دهيد، آنچه از روزى كه خدا براى شما فرود آورده[ چرا] بخشى از آن را حرام و[ بخشى را] حلال گردانيدهايد" بگو:" آيا خدا به شما اجازه داده يا بر خدا دروغ مىبنديد؟"».
[٣]. انبيا: ٩٥:« و بر[ مردم] شهرى كه آن را هلاك كردهايم، بازگشتشان[ به دنيا] حرام است».
[٤]. بنگريد: بقره: ١٤٤ و ١٤٩ و ١٥٠ و ١٩١ و ١٩٤ و ١٩٦ و ١٩٨ و ٢١٧، مائده: ٢، انفال: ٣٤، توبه: ٧ و ١٩ و ٢٨، اسرا: ١، حج: ٢٥، فتح: ٢٥ و ٢٧.
[٥]. مائده: ٩٧:« خداوند[ زيارت] كعبه بيتالحرام را وسيله بهپاداشتن[ مصالح] مردم قرار داده، و ماه حرام و قربانىهاى بىنشان و قربانىهاى نشاندار را[ نيز به همين منظور مقرر فرموده است]؛ اين براى آن است تا بدانيد كه خدا آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمين است مىداند، و خداست كه بر هر چيزى داناست».