انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٣٥ - معناشناسى حرام
منع قهرى، منع عقلى، منع شرعى تسخير الهى يا سلطه شخص لازمالاطاعه باشد؛[١] ازاينرو، ممكن است متعلق حرام، امرى تكليفى، غيرتكليفى، تكوينى و يا قهرى باشد.[٢]
در امكان تعلق حكم حرمت به اعيان اشياء و ذوات شخصيه، واژهشناسان اختلافنظر دارند؛ برخى از آنان بر اين باورند كه اعيان و افعال، بهطور يكسان و به گونهاى حقيقى، از شايستگى توصيف به حليت و حرمت برخوردارند؛ ازاينرو متعلق حرام گاه فعل است و گاه عين.[٣] در اين رويكرد معناشناختى، «فعل حرام» فعلى است كه تحصيل و اكتساب آن ممنوع است؛[٤] و «عين حرام»، به ذات يا شيئى گفته مىشود كه تصرف و انتفاع از آن ممنوع باشد.[٥] در مقابل رويكرد پيشگفته، معانى شرعيه (مانند حرمت و حليت)، از صفات اعيان نبوده و وصف ذات موصوف قرار نمىگيرند؛ براى مثال، در اين ديدگاه، گزاره «شراب حرام است» به اين معنا نيست كه ذات شراب حرمت دارد، بلكه حرمت در اين گزاره به «نوشيدن شراب»، در سخن شارع تعلق گرفته است؛[٦] از نگاه طرفداران اين ديدگاه، تحريم از صفات اعيان نيست و «اعيان»، مورد تحريم و تحليل قرار نمىگيرند و تنها «تكاليف» امر و نهى به «افعال» مكلفان تعلق مىگيرد[٧] و در صورت اضافه شدن حكم به
[١]. مفردات الفاظ القرآن، ص ١١٤- ١١٥.
[٢]. مواهب الرحمن في تفسير القرآن، ج ٢، ص ٣٠٦.
[٣]. الكليات، ص ٤٠٥.
[٤]. همان، ص ٤٠٤.
[٥]. ترتيب إصلاح المنطق، ص ١٢٤.
[٦]. الكليات، ص ٤٠٥.
[٧]. احكام القرآن، ج ١، ص ١٣٠.