انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٣٦ - معناشناسى حرام
اعيان، از باب اضافه فعل به محل فعل خواهد بود كه عمل در آنجا تحقق يافته و داراى مفهومى كنايى است.[١]
برابر رويكرد يادشده، مفهوم گزارههاى قرآنى، مانند «شهرالحرام» و «بيتالحرام»، اين است كه انجام برخى اعمال در اين زمان و مكان خاص، ممنوع است، ولى خارج از اين دو محدوه زمانى و مكانى، محدوديتى وجود ندارد؛[٢] آيه (حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ)[٣] همين گونه است؛ زيرا حرمت به فعل مكلف- ازدواج با مادران- تعلق گرفته است، نه خود ذات امّهات.
در فقه اسلامى، حرمت، يكى از احكام پنجگانه تكليفى است و مقصود از آن، الزام مكلف به انجام ندادن عملى است،[٤] البته به گونهاى كه شارع به شكل جدى ترك آن را خواسته باشد؛[٥] همچنين به فعل يا چيزى كه حكم حرمت بدان تعلق بگيرد، حرام گفته مىشود.
واژه «تحريم»، از مفاهيم وابسته حرمت در قرآن و فقه بوده و به فرآيند تشريع حرام اطلاق شده است؛ تحريم، مصدر باب تفعيل و برابر نهاد آن در زبان فارسى «حرام نمودن» يا «ممنوع ساختن» است؛ تحريم فقهى، حرام نمودن رفتار يا بهرهمندى از چيزى است؛ برخى نيز گفتهاند هر كسى خودش را از چيزى با اعتقاد به امتناع از آن منع كند، آن را بر خود حرام ساخته است[٦].
[١]. الجامع لأحكام القرآن، ج ٥، ص ٧١.
[٢]. مفردات الفاظ القرآن، ص ١١٥.
[٣]. نساء: ٢٣:« نكاح مادرانتان بر شما حرام شده است».
[٤]. الاصول العامة للفقه المقارن، ص ٦٣.
[٥]. الفقه الاسلامي و ادلته، ج ١، ص ٦٨.
[٦]. احكام القرآن، ج ١، ص ٢٨٣.