علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦١ - منابع غیر مستقیم فن رجال؛ گونهها و کاربردها از نگاه علامه شوشتری در قاموس الرجال
٢-٢. نقش متن احادیث راوی در ارزیابی وی
رجالیان در بخش ارزیابی راویان، به ثقه و غیر ثقه بودن راوی و امامی یا غیر امامی بودن او و ... پرداختهاند تا بدین وسیله بتوان راوی را از نظر صداقت، ضبط، دقت و اعتماد ارزیابی نمود. یکی از منابعی که میتواند ما را در ارزیابی رجال یاری رساند، گردآوری روایات او و تحلیل آنهاست که شوشتری نیز از آن بسیار بهره میگیرد. در این بخش، «متن» روایات راوی تحلیل میشود. در تحلیل متن روایات راوی، لازم است تا روایات راوی از دو نگاه بررسی شوند: در آغاز باید به تحلیل فضای حاکم بر روایات و نوع تعابیر راوی برای امام٧ و همچنین تعابیری که امام٧ برای راوی به کار میبرد، دقت کرد. و پس از این مرحله، محتوای روایت تحلیل میشود.
١-٢-١. توجه به فضای حاکم برحدیث در ارزیابی راوی آن
شوشتری از نوع تعابیر و فضایی که در یک روایت ترسیم شده، به ارزیابی راویان میپردازد و این روش را نیز به مانند سایر منابع غیر مستقیم با چهار رویکرد مورد استفاده قرار داده است:
الف. ارزیابی راویان با توجه به فضای حاکم بر حدیث وی؛ استفاده از نوع فضای حاکم بر روایت یک راوی میتواند در ارزیابی راویانی که در کتب رجالی ارزیابی نشدهاند، مفید و مؤثر باشد.
از مسائل مطرح در حوزه ارزیابی راویان شناخت غالیان است. در شرح حال «محمد بن قیس» شوشتری روایتی در باره او از کتاب کشی آورده است، با این مضمون که عثمان بن فروه میگوید: به امام صادق٧ عرض کردم: محمد بن قیس به شما سلام میرساند. امام٧ به او میگوید:
قل له: اعبدالله لا تشرك به شیئاً، و آمن برسوله خاتم النبیین لا نبی بعده، و انه كان لرسول الله الطاعة المفروضة، و علی٧ ابن عمه، و ایاك و السمع من فلان و فلان.[١]
شوشتری با تحلیل فضای حاکم بر این روایت، میگوید از این خبر به دست میآید که «محمد بن قیس» میل به غلو داشته و معتقد به برخی از اندیشههای غالیان بوده که امام چنین پیغامی برای او میفرستند.[٢]
ب. تأیید و شرح منابع مستقیم رجالی با توجه به فضای حاکم بر حدیث راوی؛ کاربرد دیگر تحلیل فضای حاکم بر روایت راوی، تأیید منابع مستقیم رجالی است؛ به این معنا که اگر فضای حاکم بر روایت، محتوای منابع مستقیم رجالی را تأیید کند، پشتوانهای اعتمادساز برای آن خواهد بود. از طرف دیگر، اگر در منابع مستقیم، نکتهای نامفهوم و گنگ باشد، از این روش میتوان در شرح و تفسیر آنها استفاده کرد.
[١]. همان، ج١، ص٢١١.
[٢]. رجال النجاشی، ص٤٣٥.