علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٢ - منابع غیر مستقیم فن رجال؛ گونهها و کاربردها از نگاه علامه شوشتری در قاموس الرجال
برخی از رجالیان، با تعابیر کنایهآمیز، «اسماعیل ابن ابی زیاد» را از عامه دانستهاند. شوشتری از نوع فضای حاکم بر روایات او نظر رجالیان را تأیید کرده است: اول، آن که این راوی از امام صادق٧ در روایاتش با تعبیر «جعفر» یاد میکند و این روش اهل سنت در روایت از ایشان است. از طرف دیگر، امام٧ این روایات را به صورت مسند از پدرانشان از امام علی٧ و پیامبر٦ نقل میکنند و این روش ائمه: با راویان اهل سنت بوده است.[١]
ج. نقد و بررسی منابع مستقیم رجالی با توجه به فضای حاکم بر حدیث راوی؛ سومین کاربرد منابع غیر مستقیم رجالی (تحلیل فضای حاکم بر روایت راوی)، نقد محتوای کتب رجالی (منابع مستقیم) است. به عبارت دیگر، با بررسی فضای روایت راوی میتوان به عنوان معیاری در ارزیابی و نقد منابع مستقیم بهره برد.
از مسائل مهم در ارزیابی راویان، مسأله «مذهب» یک راوی است. شیخ طوسی در شرح احوال «مقاتل بن مقاتل» آورده است: «بن قیاما واقفی خبیث، اظن اسمه حشیش».[٢] از این گفته شیخ به دست میآید که این راوی واقفی مذهب است. اما شوشتری با تحلیل فضای روایات این راوی نشان میدهد که این راوی واقفی مذهب نیست؛ برای مثال، از مقاتل این روایت رسیده است.
قلت للرضا٧ :جعلت فداك! علمنی دعاء لقضاء الحوائج ...[٣]
او در باره دلالت این اخبار بر عدم واقفی بودن مقاتل میگوید که واقفه به امام رضا٧ به دیده یک امام نگاه نمیکنند که این تعابیر را در باره او به کار ببرند: «فان الواقفة ما یروون عنه (الرضا) تسلیماً و اذعاناً». یعنی او امام رضا٧ را به عنوان امام بعد از امام کاظم٧ پذیرفته بوده است. بنا بر این، این راویت _ که از امام٧ با این تعبیر یاد کرده _ نشان از واقفی نبودن او دارد.[٤]
در ارزیابی راویان، به موضوع امامی و غیر امامی بودن یک راوی نیز پرداخته میشود. مامقانی در شرح حال «غیاث بن ابراهیم» به امامی بودن او حکم کرده است. شوشتری با این نظر مامقانی مخالف است و در استدلال بر عامی بودن او میگوید که این راوی در بیشتر اخبارش از امام صادق٧ با تعبیر «جعفر» یاد میکند. دوم، این که همه اخباری را که از امام صادق٧ نقل میکند، به صورت مسند از امام علی٧ و پیامبر اکرم٦ نقل کرده است. این روشی است که عامه در نقل اخبار از ائمه: به کار میبرند؛ یعنی احادیث را به امام٧ نسبت نمیدهند، بلکه آن را تا عهد صحابه (امام علی٧) و پیامبر اکرم٦ مستند میکنند. بنا بر این، فضای حاکم بر
[١]. قاموس الرجال، ج٩، ص٣٦٤.
[٢]. رجال النجاشی، ص٤٤١.
[٣]. فهرست الطوسی، ص١٧٧.
[٤]. قاموس الرجال، ج٩، ص٤٢٦.