علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٨ - بررسی دو نظریه دربارۀ «وارثان برگزیدۀ قرآن»(با تأكید بر احادیث امامیه)
عام بودن وارثان قرآن، مقصود خاص خداوند از وارثان برگزیده قرآن را عترت رسول خدا٦ بیان کردهاند. به سخن دیگر، مقصود الهی در آیه وراثت از وارثان برگزیده قرآن فقط امامان معصوم
را شامل میشود که در آغاز آنان علی٧ قرار دارد و به ترتیب و به تدریج بر دیگر امامان انطباق پیدا میکند. گویی این آیۀ نیز به سان آیاتی چون مباهله، تطهیر و ولایت، مودت قابل انطباق بر افراد دیگر نیست؛ هر چند آن فرد رابطه نسبی و نژادی با امامان هم داشته باشد. روایات اهل بیت: به دو شیوه منطوقی و عنوان مشیر بر انحصار و انطباق آیۀ وراثت کتاب در شان عترت دلالت دارند.
دلالت منطوقی
تعابیری چون «هِی لَنَا خَاصَّةً»،[١] «فَهِی فِی وُلْدِ عَلِی وَ فَاطِمَةَ٨»،[٢] «نَزَلَتْ فِینَا أَهْلَ الْبَیتِ»[٣] و گاهی با تأکید مکرر و سه گانه «نَزَلَتْ وَ اللهِ فِینَا أَهْلَ الْبَیتِ _ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ _» [٤] دلالت منطوقی بر این اختصاص و انحصار دارند.
عنوان مشیر
امام رضا٧ نیز در عبارت «لَا أَقُولُ کَمَا قَالُوا وَ لَکِنِّی أَقُولُ أَرَادَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِکَ الْعِتْرَةَ الطَّاهِرَةَ ... فَصَارَتِ الْوِرَاثَةُ لِلْعِتْرَةِ الطَّاهِرَةِ لَا لِغَیرِهِمْ» به دلالت مفهومی به سه نکته مهم در تفسیر آیۀ وراثت کتاب اشاره میکنند که یکی از آنها انحصار و اختصاص موضوع آیه در شأن عترت نبوی است. سه نکته یاد شده عبارتاند از: نفی عمومیت وارثان، اختصاص وراثت به عترت نبوی، قطع در تبیین مراد الهی از آیه. بخش نخست فرمایش ایشان نفی ادعای عالمان سنّی حاضر در جلسه مناظره است که ادعای عمومیت وارثان قرآن را داشتند؛ کاربرد لام اختصاص و لای نفی در عبارت «لِلْعِتْرَةِ الطَّاهِرَةِ لَا لِغَیرِهِمْ»دلالت انحصاری بر وراثت کتاب در شأن عترت طاهره را دارد. عترت طاهره عنوان مشیر برای اهل بیت پیامبر٦ است و در خارج نیز منحصر در افرادی خاص و معین است. همچنین وصف طاهره در این عنوان به دلالت مفهومی(مفهوم وصف) بر فقدان این وصف در عموم امت اسلامی و بیان شرط بودن آن برای وراثت قرآن را دارد که عموم امت جز عترت نبوی فاقد این شرط هستند. تعبیر«أَقُولُ أَرَادَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِکَ» نشانه صریحی بر قطع امام در بیان مراد الهی است. در مقابل این تطبیق انحصاری و ادعای قطع در بیان مراد الهی مأمون و عالمان اهل سنّت سکوت نمودند و چنین زبان به تأیید تفسیری رضوی گشودند: «جَزَاکُمُ اللهُ أَهْلَ بَیْتِ
[١]. سعد السعود، ص١٠٧ - ١٠٨.
[٢]. مستدرک الوسائل، ج١٧، ص٣٣٢- ٣٣٣.
[٣]. سعد السعود، ص٧٩ - ٨٠، ص١٠٧- ١٠٨.
[٤]. المیزان، ج١٧، ص٥٠.