علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٧ - بررسی دو نظریه دربارۀ «وارثان برگزیدۀ قرآن»(با تأكید بر احادیث امامیه)
وجود قول مخالف از میان امت اسلامی
انگاره عمومیت وارثان قرآن ادعا دارد که تمام افراد امت اسلامی وارث قرآن هستند؛ یعنی قرآن به آنان به ارث رسیده و همگی شناخت کافی و لازم برای بهره وی از آن را دارند. حال در میان همین امت اسلامی جریانی شاخص و نزدیک به شخص آورنده قرآن، پیامبر٦، به شدت مخالف با این عمومیت است. جریان شاخص، عترت پیامبر٦ است که هماره تاریخ از زمان پدیداری این نگره با آن مخالفت کرده است. این در حالی است که افراد عترت، خود از افراد برجسته و صالح امت اسلامی بوده و تضمیناتی چون حدیث ثقلین از سوی پیامبر٦ در باره آنان صادر شده است.
اهل بیت: در بیان مخالفت خود با انگاره عمومیت وارثان قرآن، از دو اسلوب تلویحی و تصریحی بهره جستهاند. برای اسلوب تلویحی میتوان به روایات انتقادی و بیان اشکالات انگاره مذکور از سوی عترت مثال زد. مفهوم این روایات، مخالفت معصومان با مفاد انگاره است. مقصود از اسلوب تصریحی، نفی آشکار صحت انگاره از سوی عترت است؛ برای مثال عبارت «لَا أَقُولُ کَمَا قَالُوا وَ لَکِنِّی أَقُولُ أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِکَ الْعِتْرَةَ الطَّاهِرَةَ؛ امام رضا٧ فرمود: من همعقیده آنها نیستم، بلکه میگویم مقصود خدا همان عترت طاهره است».[١]در روایت امام رضا٧، نفی صریح و ابطال نگرۀ عمومیت وارثان کتاب است. در نتیجه با وجود جریانی مخالف چون عترت پیامبر٦، ادعای عمومیت وراثت قرآن به معنای داشتن دانش کامل فهم قرآن، نقض می شود.
اجتهادی و تفسیر به رأی بودن
انگارۀ عمومیت وارثان کتاب فاقد مستند روایی معتبر از پیامبر٦ بوده و جوامع حدیثی و آثار تفسیری مدرسۀ خلفا حتی فاقد مستندی ضعیف و شاذ از رسول خدا در اثبات مدعای آنان است. در عهد معصومین به طور قطع مخالفان اگر به روایتی معتبر از پیامبر٦ در اثبات ادعای عام بودن وارثان دسترسی داشتند، میتوانستند در مقابل نظر اهل بیت بدان استناد کنند و دیدگاه آنان را به چالش بکشند. فقدان روایت نبوی و سستی ظاهرگرایی مدعیان انگارۀ مذکور، نشانه آن است که این سخن برآیند تفسیر اجتهادی برخی از صحابه یا تفسیر به رأی عدهای از مفسّران بوده است که سعی در نادیده انگاشتن نقش عترت نبوی در شناخت قرآن داشتهاند.
تطبیق انحصاری وارثان برگزیده بر عترت نبوی
اهل بیت: در روایاتی دیگر و همچنین در بخشهایی از روایاتِ دسته اول، بعد از ابطال
[١]. وسایل الشیعه، ج١٨، ص٤٩، ص١٣٩.